پارت نوزده :

دیگر جرئت نداشتم به اتاق خواب برگردم. حتی نگاه کردن به در نیمه‌باز اتاق هم باعث می‌شد چیزی درون سینه‌ام فشرده شود. برای همین پتو و متکا را برداشتم و به پذیرایی آوردم. تمام چراغ‌هایی را که می‌توانستم روشن گذاشتم؛ چراغ آشپزخانه، چراغ راهرو و حتی آباژور گوشه‌ی سالن را. با این حال خانه هنوز تاریک به نظر می‌رسید. نورها فقط بخش‌هایی از دیوارها را روشن می‌کردند و باقی گوشه‌ها در سایه‌ها

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!