پارت هجده :

لحظه‌ای که چیزی دور مچ دستم حلقه شد، تمام خواب از سرم پرید. چشم‌هایم را باز کردم و با وحشتی که مثل ضربه‌ای ناگهانی در تمام بدنم دویده بود، نیم‌خیز روی تخت نشستم. قلبم آن‌قدر محکم به سینه‌ام می‌کوبید که احساس می‌کردم صدایش را در سکوت اتاق مطلق و طولانی می‌شنوم. چند ثانیه طول کشید تا بتوانم نفس بکشم و بفهمم چه اتفاقی افتاده است. هنوز گرمای آن تماس، یا شاید سرمایش، روی پوست دستم مانده

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!