سایهی مترسک به قلم الهه محمدی
پارت هفده :
سرصحنه ی تئاترم می رم. به عنوان دستیار کارگردان. ازشون برای نوشته هامم کمک می گیرم. چون به نوشتن علاقه ی بیشتری دارم.
-حرفه ی متنوع و مفرحیه. نوشتنم که آدمو تخلیه می کنه.
-شما از کارتون راضی نیستید؟
از بالای چشم به پرنیان نگاه کرد و پرسید:
-درمورد من چی می دونید؟
-فقط می دونم با پدر و در زمینه ی فرش بیزینس می کنید.
انگشتان دو دستش را لابه لای هم انداخت.نفس عمیقی کشید و گفت:
لطفا صبر کنید...
