سایهی مترسک به قلم الهه محمدی
پارت چهارم :
ورودی روستا، سرعتش را پایین آورد و با اشاره ی دست از همراهانش خواست دنبال کارهایی که به آنها واگذار کرده بود،بروند.با اینکه آن سه تن قرار بود برادران همسرش شوند و در کارهای خان مشارکت داشتند،هیچ خوشش نمی آمد در امور خصوصی و عمارتشان وارد شوند.از پدرش ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...
