سایهی مترسک به قلم الهه محمدی
پارت پنجم :
نگاهش سمت چپ و اتاق های خودش چرخید.در زاویه ی قائم با در ورودی بود و باید یک دور کوتاه می زد تا دیده می شد.پایش که چرخید،متوجه ی ماهدخت شد.پیراهن سورمه ای بلندی پوشیده بود و دستاری با چهارخانه ی سیاه و سفید بسته بود که سیاهی مکعب هایش درشت تر بود.انگ ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...
