پارت هجده :

لحظه‌ای که چیزی دور مچ دستم حلقه شد، تمام خواب از سرم پرید. چشم‌هایم را باز کردم و با وحشتی که مثل ضربه‌ای ناگهانی در تمام بدنم دویده بود، نیم‌خیز روی تخت نشستم. قلبم آن‌قدر محکم به سینه‌ام می‌کوبید که احساس می‌کردم صدایش را در سکوت اتاق مطلق و طولانی می‌شنوم. چند ثانیه طول کشید تا بتوانم نفس بکشم و بفهمم چه اتفاقی افتاده است. هنوز گرمای آن تماس، یا شاید سرمایش، روی پوست دستم مانده

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!