پاره چین به قلم دلربا عجملو
پارت ششم :
- هر طرحی دوست داری بده، نخودی برات درست میکنه.
دایی چه با اطمینان هم از طرف من قول میداد! زبان دومتریام را چنان در دهانم حبس کرده بودم که انگار هیچوقت کلمهای از آن بیرون نیامده بود، نمیخواستم تعارف الکی کنم.
رفیقش سر تکان داد و چند تا موزاییک استخریها را برداشØبا احترام، به اطلاع شما میرسانیم که این رمان به پایان رسیده است و بنا به درخواست نویسنده، به منظور چاپ یا ویرایش، از دسترس خارج شده است و دیگر امکان مطالعه ی آن وجود ندارد
لطفا صبر کنید...
