پاره چین به قلم دلربا عجملو
پارت چهارم :
احسان نفسش را پرسروصدا رها کرد و با حرص گفت:
- دروغگوی پست! میدونم خیلی عوضی هستیا، ولی هردفعه شنگولِ تو میشم، دارم برات.
با خونسردیِ حرصدرآری گفتم:
- شنگول بودن که ایرادی نداره گلم. حالا یه نفسِ عمیق بکش و با آرامش بهم گوش بده.< ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...
