پارت نود و ششم :
عطر خوش قورمهسبزی در فضای خانه پیچیده بود و مطهره مشغول آماده کردن میز شام بود که صدای معترض پرهام بلند شد:
- لِ...نا... کجا رفتی تو؟ ورپریده... حسابت رو میرسم.
صدای جیغ دخترک بلند شد و دوان دوان سمت آشپزخانه آمد، دامن مطهره را چنگ زد و پشتش پناه گرفت. مطهره دستپاچه به پرهام نگاه کرد که با چهرهای برافروخته مقابلش ایستاده بود.
- چیشده مادر؟ چکار کرده؟!
- گند زده به نقاشیم، ه
لطفا صبر کنید...

نرگس
3خیلی رمان عاااالی بود واقعا افرین به قلمت نویسنده جونم انشالله بقیه رمانات هم همراه باشیم