پارت نود و ششم :

عطر خوش قورمه‌سبزی در فضای خانه پیچیده بود و مطهره مشغول آماده کردن میز شام بود که صدای معترض پرهام بلند شد:
- لِ...نا... کجا رفتی تو؟ ورپریده... حسابت رو می‌رسم.
صدای جیغ دخترک بلند شد و دوان دوان سمت آشپزخانه آمد، دامن مطهره را چنگ زد و پشتش پناه گرفت. مطهره دستپاچه به پرهام نگاه کرد که با چهره‌ای برافروخته مقابلش ایستاده بود.
- چی‌شده مادر؟ چکار کرده؟! 
- گند زده به نقاشیم، ه

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۳۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • نرگس

    3

    خیلی رمان عاااالی بود واقعا افرین به قلمت نویسنده جونم انشالله بقیه رمانات هم همراه باشیم

    ۵ سال پیش
  • صبا

    2

    اینم صد قسمته دیگه درسته؟

    ۵ سال پیش
  • الهه

    4

    خوب بود 👏🏻

    ۵ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️