پارت سی و هفتم :

"فصل سوم"


پورسام از چهله درآمده بود و قصد داشتم به خانه برگردم؛ البته نه خانه‌ی خودم که خانه‌ی پدری پرویز، نمی‌دانستم چه روزهایی در انتظارم است اما به هرحال راهی بود که باید امتحانش می‌کردم. پرویز گفته بود که آماده شوم تا شب دنبالم بیاید، اواخر آذرماه و هوا سرد شده بود، به حیاط رفتم تا لباس‌هایی را که شسته بودم جمع کنم؛ آخرین تکه‌ی لباس را که برداشتم و چرخیدم با دیدن پنجرهâ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت سوگل و پرویز در رمان در انتهای تردید سوگل و پرویز
آخرین نظرات ارسال شده
  • نگار.م

    0

    چه زبونی هم می ریزه این پرویز پدرصلواتی😁با همون زبونش سوگل رو خام کرده

    ۲ هفته پیش
  • اکرم رشیدی (آناهیل) | نویسنده رمان

    سوگلم که احساساتی و صبور🥺

    ۲ هفته پیش
  • اکرم بانو

    1

    شاید سوگل باسکوتش کاری میکنه که پرویز بیشتراز همیشه تو اشتباهاتش غرق بشه،انقدری ک نشه نجاتش داد

    ۴ ماه پیش
  • اکرم رشیدی (آناهیل) | نویسنده رمان

    نه من معتقدم هر آدمی خودش یه روز سرش به سنگ می‌خوره و به خودش میاد تااون روز نشه زن و مادر و هرکی هرچی بگه بی‌فایده‌ست، ولی امیدوارم همه قبل از این‌که دیر بشه برگردن و جبران کنن...

    ۴ ماه پیش
  • مریم

    1

    متاسفانه حرفتون درسته🙁👍

    ۴ ماه پیش
  • اکرم بانو

    1

    گاهی هم باید جلوی عزیزی که میخواد خودش رو بندازه تو چاه گرفت،حالاخودش میخواد بپره وسرش به سنگ بخوره،بحثش جداست،حداقل پیش خودت میگی سعی کردم نجاتش بدم خودش نخواست

    ۴ ماه پیش
  • م

    0

    یعنی انتظار تبریک واقعی داره،اون شرایطشو نداشت،تو چند ساعت بخاطر عشقت مقاومت کردی؟😮🙏🏻

    ۴ ماه پیش
  • م.ن

    0

    ولی به نظر من سوگل چاره ای نداشت از یه طرف تحت فشار خانواده بود از یه طرف صدیقه خانوم ناامیدش کرد

    ۴ ماه پیش
  • اکرم رشیدی (آناهیل) | نویسنده رمان

    از طرفی دختر ساکت و مطیعی بوده.

    ۴ ماه پیش
  • اکرم رشیدی (آناهیل) | نویسنده رمان

    چندساعت؟؟؟😂

    ۴ ماه پیش
  • م.ن

    0

    نمی دونم چرا همیشه باید تو زندگی یه چیزی کم باشه عجیبه این دنیا

    ۴ ماه پیش
  • اکرم رشیدی (آناهیل) | نویسنده رمان

    دقیقا🍃

    ۴ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️