پارت پنجاه و دوم :

پشت سر هم با خود تکرار کردم، آنقدر تکرار کردم تا تقه‌ای به درب اتاقم خورد و صدای سرد مأمور به گوش رسید.
-‌ ناهارت رو آوردن.
کلید در قفل اتاق چرخید و ظرف غذایم به داخل هل داده شد. درب دوباره بسته، و قفل شد. رسماً با یک زندانی تفاوتی نداشتم. الان وقت آن نبود که اعتصاب کنم.
الان در موقعیتی بودم که مغزم بیش‌تر از همیشه برای هوشیار ماندن و تشخیص واقعیت از توهم، نیاز به انرژی زیادی داشت

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • زری

    1

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نرگس شریف | نویسنده رمان

    یکی چیزا رو جمع و جور کردهه

    ۲ ماه پیش
  • افسون

    0

    نکته ی کلیدی این عمارت چیه و کیه چرافقط زوم شدن روگلاره وگلی 🤔 بقیه پیگیر نبودن خوب این دلیل کافی نیست به نظرم واینکه آیا واقعاکیارش همدم یاجاسوس دو جانبه کاویانها هم براش نقشه کشیدن فکر کنم یه راه داره ولی پلیس نقطه به نقطه دنبالش اینکه مرگهای دیگه و قبرهای دیگه رو رو کنه یا وانمودکنه نفهمیده🤪

    ۳ ماه پیش
  • نرگس شریف | نویسنده رمان

    چون گلی و گلاره اولین کسایین که ریگ شدن به کفش کاویانی‌ها و اینا نتونستن راحت سرشون رو کنن زیر آب

    ۳ ماه پیش
  • zahra

    1

    لعنت بهت کاویان 😑🤬

    ۳ ماه پیش
  • نرگس شریف | نویسنده رمان

    واقعاا لعنتت

    ۳ ماه پیش
  • یارا

    1

    خدایا اینا دیگه چه موجوداتین

    ۳ ماه پیش
  • نرگس شریف | نویسنده رمان

    موجودات کثیفین

    ۳ ماه پیش
  • Hanini

    4

    من میترسم کیارش از همه سایکو تر باشه و در واقعیت آدم بدی باشه😭 برای این موقعیت هم استرس دارم نمیدونم چجوری میخواد پلیس رو راضی کنه

    ۳ ماه پیش
  • نرگس شریف | نویسنده رمان

    انشالله که نباشههه😭🥀

    ۳ ماه پیش
  • لعیا

    2

    با وجود اینکه خوشحالم باهوشه ولی الان دیوانه وار استرس دارم که چجوری میخواد مسئله رو حل کنه و نقشه این کاویانی های وحشی رو نقشه بر آب کنه

    ۳ ماه پیش
  • نرگس شریف | نویسنده رمان

    هعییی هعیییی

    ۳ ماه پیش
  • Reb

    2

    حاجی پشمامممممممنسخحثحثحثحثحثح چقد خوشحالم که انقدر باهوشه الهی کاویانی ها در به در بشن نابود بشن بترکنننن

    ۳ ماه پیش
  • نرگس شریف | نویسنده رمان

    اره انشالله در به در شن😞🥀

    ۳ ماه پیش
کپی شد!