پارت شصت و هشتم :

- به حرفش گوش نده تحوت!
نگاهش روی جیب‌های کتم سر خورد با یادآوری لحظه‌ای که ساحل دستانش را در جیب‌هایم فرو کرد چیزی مثل صاعقه از ذهنم گذشت. دیوانه! هنوز حرف-هایش را هضم نکرده بودم با لکنت زمزمه کردم:
- باورم نمی‌شه!
دستانم را در جیب‌هایم فرو کردم و با لمس چیزی لبخندی روی لبانم نشست. اخم کردم و گفتم:
- اون دست من نیست. به جای این که ساحل رو بترسونی بیا مثل مرد این مشکل رو حل کنیم.

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!