پارت شصت و نهم :

- می‌شه دعواتون رو بذارین برای بعد و بیایین به من کمک کنین بلند شم.
ظاهرا ساحل و ساره تازه به خودشان آمدند. متعجب از این همه خون و وضع افتضاح جسمی‌ام به طرفم هجوم آوردند و کمک کردند تا از جا بلند شوم. مرا کنار میله‌ها نشاندند. ساره با دلسوزی و نگرانی به طرف کتیبه رفت و تکه را که کنار رائد در حالی که بیهوش روی زمین افتاده بود برداشت و برای من آورد. ساحل هم برای لحظاتی ناپدید شد و با کتاب ا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!