پارت چهل و سوم :
(دانای کل)
دانشآموزها ، هرکدوم به نحوی سرگرم بودن.
پسرها با پارتنرهاشون به آرومی میرقصیدن ، بعضیهاهم مثل کاوه تمام هم و غمشون ، خوراکیهای سلف بود.
خوراکیهایی مثل کیک کدو حلوایی ، کاپکیکهای اسمارتیزی ، ناگت مرغ خفاشی ، هاتداگ مومیایی ، سوسیس کوکتل عنکبوتی و پای کدو تنبل !
وسطِ حیاط ، مانی با لباس بتمنش، که باعث شده بود با بچههای دوساله فرقی نداشته باشه ، بین
مطالعهی این پارت کمتر از ۲۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۱۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
میم
20کالایی یک درصد هم فک نکن که انرژیمون پایینه برای پارتاااا . فول انرژیمممم
۴ ماه پیش
کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان
حس میکنم نت برگشته نیستید دیگه
۴ ماه پیشآنا
2نهههههه هستییییییم😭😭😭
۴ ماه پیشمیم
2من یکی که هستمممم
۴ ماه پیشمیراث
1چچچچررررااااا ما که هستیم همچنان دنبال کننده رمان زیبات هستیم عزیزم زود زود پارت بده عزیزم پارت هدیه هم بزار خواااااهش🙏🙏🙏🙏
۴ ماه پیشzahra
2فک کن یه درصد نباشیم امکان نداره منتظریم😃
۴ ماه پیشجوجه اردک زشت
0پس ما اینجا چیکار می کنیم🤨🤨
۴ ماه پیشسارا
0نه خیر هستیم فقط من اینجوریم صبر میکنم ده تا پارت بیاد بعد بخونم 😬😬
۱ ماه پیشDina
0خدایا مرسیی. آوا و مانی خیلی بیم میان
۲ ماه پیشنیلا
1ولی من همش اوا و مانیو باهم شیپ میکردم 🫶🏻🥲
۳ ماه پیشکالیستوفن
4مانی و اوا 🥹♥✨
۳ ماه پیشکالیستوفن
3من یه چند روزی نبودم چقدر دلم پر میزد واسه رمان😭 نمیتونستم وارد برنامه شمم انگار خیلی جاموندم 🫠
۳ ماه پیشزینب
9دلم میخواد بدونم وقتی میراث میفهمه سپی دختره چیکار میکنه
۴ ماه پیش۰۰۰
7میراث وقتی فهمید سپهر دختر از زبون میراث کالی من با این ابوت بااین قروفرم از یه دختر دو بار نه ببین دو بار کتک خوردم یه بار توف کرد توففففف کرد تو صورتم یه دختر ناز خوشکل توفففففف کرد تو صورتم یه بار هم کوزه رو شکست تو سرم کالیییی چرا با من این کارو میکنی آخه کالییییییییی
۴ ماه پیشزینب
1وایییی چه سم میشه فک کننن🤣🤣🤣
۴ ماه پیشلیلیوم
1یه جورم میگی سپی آدم می گه داداشته درست حرف بزن مگه تو چند سالته که با نعنا سپهر جون اینطوری حرف می زنی؟
۴ ماه پیشزینب
0چشم عباس اقا
۴ ماه پیشAyda
1من آوا رو با یونا شیپ کرده بودم الان جفت مانی شد
۴ ماه پیشMoon
1خسته نباشید به بانو کالی گل بابت پارت عالی💙✨️ خدایی دلم میخواد نعنا رو بغل کنم و بهش بگم یکم گریه کن و این غم رو زمین بزار.😭جوری که نعنا از مانی فرار میکرد برام غمگین بود خیلی سخته تو دوستی رو بشناسی و اون تو رو نشناسه.
۴ ماه پیش
کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان
آره جدی ، نوشتن این پارت خیلی حالت خاکستریای داشت:)
۴ ماه پیشMoon
0حسش به دل نشست.قلمت خیلی دل نشینه دختر آبی...مثل جادو میمونه.✨️ زندگی همینه رقص سیاه و سفیدها و آفرینش خاکستری ها. سیاه سفید هردو تمام رنگ ها رو توی خودشون دارن و از رقص دو کامل رنگی زاده شد به نام خاکستری،چیزی مثل هاله ای میان ماه.
۴ ماه پیشمریم
4پارت جدید کی مییاد مشتاقانه دنبال میکنم
۴ ماه پیشPilo
1من هنوزم تو شوک پارت قبلم بخدا
۴ ماه پیشمیم
5مانییی ناز نازی چ به قو بودن اخه😭✨️
۴ ماه پیشسلام هستم
5دقیقا نعنا هم همینطوریه، ظاهر دست و پا چلفتی ولی واسه حق خودش روانی میشه(عینهو من😂)
۴ ماه پیشمیم
0آره. ععععع😭😭
۴ ماه پیشرندوم
3خطاب به استوری: بلههههه بلهههه انرژیی ها بالاستتت ما منتظریمممم. انقدر تو این چند روز پارت ۴۲ و ۴۳ رو دوباره خوندم فسیل شدممم😵 💫😂 وای استوری رو قوداااا🥹😭
۴ ماه پیشرندوم
3ولی اولین ملاقات میراث با نعنا بعد به هوش اومدنش >>>>>>😱🥹
۴ ماه پیشتاابد پیرو کالی
2دارم فکر میکنم اگه نعنا از مدرسه بیاد بیرون میراث و یونا دنبالش میگردن؟ فک کن براش کسی بیاد خاستگاری یا محمد رضا دوباره پیداش بشه بعد میراث وارد بشه بزنه همه رو دلشون کنهههههه
۴ ماه پیشمحمدرضا
0دیگه اینقدر بی اهمیت شدم که ۱۰ تا پارت یه بار ازم خبر دستتون میرسه؟حداقل بگید اومدم در خونه بی آبرویی کردم و ازین حرفا
۴ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

برفین
0وای نه نهه نباید اینطور میشد مانی ضربه بدی میخوره این آوا از اولم ازش خوشم نمیومد قشنگ معلومه میرینه تو روحیه مانی خاک برسر