پارت چهل و دوم :

بعد از دقایقی حرف زدن و مسخره‌بازی‌ هایِ همیشگیِ مانی ، از دعوت‌نامه و جشن پیشِ‌رو حرف زدم.
چشم‌هاشو با شیطنت و به معنی تأیید باز و بسته کرد :
- « جشنِ سیاه‌بال. همیشه از این جشن‌ها هست هرماه‌. می‌دونی که ، اکثر بچه‌ها قرتی‌ان و دنبال یه بهونه برای استراحت از درس‌ها.»
یه نفسِ عمیق کشید، درحالی که داشت یه‌چیزیو مرور می‌کرد ، گفت :
- «وای سال پیش ، دارابیِ پیرِ پدرسوخته...<

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۵۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت مدرسه در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) مدرسه
تصویر شخصیت آوا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) آوا
تصویر شخصیت دارا و پویا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) دارا و پویا
تصویر شخصیت آرتان در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) آرتان
تصویر شخصیت نعنا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) نعنا
تصویر شخصیت یونا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) یونا
تصویر شخصیت میراث در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) میراث
تصویر شخصیت مانی در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) مانی
آخرین نظرات ارسال شده
  • حدیث

    2

    چرا فکر میکنم داخل اون عروسکی که میراث بهش داده یه چیزی کار سازی شده

    ۱ ماه پیش
  • حدیث

    3

    درست حدس زدم 🗿

    ۱ ماه پیش
  • برفین

    2

    یا قرانن یا خداا میراث نفسی تو نفسس جیگرر خدایا مرتیکه جذاب هات کمی روانی ناناز دوست داشتنی مظلوم

    ۲ ماه پیش
  • پریسا

    5

    منی که از خدام بود بفهمه دختره ولیخب زوده🤙🏻🤣

    ۲ ماه پیش
  • Dina

    1

    پیهعع عجب پارتی

    ۴ ماه پیش
  • نیلا

    2

    عه همیشه اوا رو با مانی شیپ میکردم🫶🏻🥲

    ۴ ماه پیش
  • زیتون

    5

    میدونستم میراث تو اون عروسکه دوربین گذاشته میدونستممممم اگه نه چرا باید به یه تازه وارد که از قضا دشمن کوچولوش بود عروسک بده تازه من اون اولا فک میکردم همونطور که نیلوفر سیاه بود چی بود نماد مرگه لابد اون عروسکه هم نماد اینه که تا وقتی که اونو داره عروسکش میمونه یا همون بازیچه و اینا

    ۴ ماه پیش
  • وکیل کالی

    4

    مرتیکه سادیسمی وحشی جذاب😒

    ۵ ماه پیش
  • Ayda

    4

    استرس داشتم اگه تو عروسک دوربین باشه و میراث بفهمه نعنا دختره چی میشه اما آخر پارت یه دوتا سکته ناقص رد کردم

    ۵ ماه پیش
  • Aylar

    1

    یه سوال دارم نعنا مگه لباسش *** شو نپوشونده بود ؟؟

    ۵ ماه پیش
  • Aylar

    0

    هااععع بر سانسور لباسش قسمت بالای تن که هر زنی اون رو داره نپوشونده بود ؟؟؟؟ (***)

    ۵ ماه پیش
  • Aylar

    0

    1سیب- س . .. 2یونا-. . ی . 3نان- . ن 4هلو- ه کلمه ی که سانسور شده با استفاده از این کلمه های بالا بدست اورید :راه و روش آن این است که از هر کلمه حرف اول را بردارید و پشت سر هم بگذارید با دقت به ترتیب کلمات.

    ۵ ماه پیش
  • Aylar

    0

    1-س ۲-ی 3-ن ۴-ه

    ۵ ماه پیش
  • برگ

    1

    خلاقیت&gt;&gt;&gt;&gt;&gt;&gt;

    ۵ ماه پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    چرا پوشیده بود ولی تو استوری فرق داره یکم😂😭

    ۵ ماه پیش
  • الی

    0

    مسئله این است...پسری که خودشو مثل دخترا درست کروه... یا دختری که که مثل پسرا خودشو درست کرده...

    ۵ ماه پیش
  • Moha

    2

    عجیب تر اینکه فقط یه دونه قرص روی میراث تاثیر گذاشته بوددد

    ۵ ماه پیش
  • Moha

    2

    یونای عزیزم دنبال سپهره و سپهر با ظاهرِ نعنا توی انباری با میراثِ تحریک شده سر و کله میزنه.. عجیبه که این بار میراث از هوش رفت.. اولین بارش بود نه؟

    ۵ ماه پیش
  • آشنا

    0

    خیلی پارت ۴۲ قوی بود آفرین 👏

    ۵ ماه پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    مچکر✨

    ۵ ماه پیش
  • نهان

    0

    باشه باشه اصلا اشتباه از ماعه

    ۵ ماه پیش
  • پری

    3

    مانی خدا نکشتت با این قرصات😂😂😈

    ۵ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️