طعم گس انتقام به قلم رویا یزدانپور
پارت دوازده :
پس از بیدار شدنم، سریع کارهایم را انجام داده و پس از خوردن مختصری صبحانه به سمت اقدسیه به راه افتادم. وقتی پشت درخت و بوته های همیشگی قرار گرفتم با دقت به درب خیره شدم تا که حتی لحظه ای را از دست ندهم. از سر خیابان وقتی وارد کوچه میشدی تنها دو در را میدیدی یکی در سمت راست کوچه و دری در انتهای کوچه که در اصل بن بست محسوب میشد. در سمت راست، دری بزرگ و شکیل بود با طراحی هایی از گلهای برجسته برروÛ
لطفا صبر کنید...
