پارت سی :

در ماشین را باز کرد و به صندلی کنار راننده اشاره کرد:
-اونور بشین گرمه.
-واسه چی؟
-اومدم بریم یه گوشه کنار بفهمم منظورت از اینهمه حرف سربسته چیه.
بی‌آنکه از جایش تکانی بخورد، گفت:
-کدوم حرف سربسته؟ چرا معماییش می‌کنی؟
دستش را روی در باز شده گذاشت و نگهش داشت:
-به نظر خودت پیچیده نیستی چون خودتو می‌شناسی. اما واسه من که ۲۴ ساله می‌شناسمت هنوز معمایی. بعضی وقتام می‌شÛ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️