هنجار شکن به قلم الهه محمدی
پارت بیست و هفتم :
جای جواب دادن به سوال نورا، پرسید:
-عجیب نشدی نورا؟
-چون بهت پیشنهاد دادم نامزد بشیم؟
-تو تا دیروز یه جواب درست و حسابی به من نمیدادی، امروز اومدی میگی چند روز دیگه نامزد شیم؟ بدون قرار قبلی؟ بدون در جریان گذاشتن خانوادهها؟ بدون...
دستش را جلو کشید و گفت:
-اوه...اینایی که تو داری ردیف میکنی کار سه سوته. مگه ما یا خانوادههامون با هم غریبهایم؟
-نه، اما شاید از اینه
لطفا صبر کنید...
