هنجار شکن به قلم الهه محمدی
پارت بیست و سوم :
باز دل سمیر ریخت. مادر اجازه نداد زیاد در آن مرحله بماند:
-فقط تو این وهله زیاد رو نقطه ضعفت مانور نده.
-نقطه ضعفم چیه؟
-بیرودربایستی بگم؟
-لطفا!
-وقتی از چیزی یا کسی خوشت بیاد که میدونی ممکنه اطلاحپذیر نباشه، ملاحظه میکنی. خوشبینی! میگی شاید بگذره بهتر شه. امیدواری به خودت میدی.
-امیدواری دادن به نفس و خیالم بدم، خوب نیست؟
-امیدواری همیشه خوبه عزیزدلم. م
لطفا صبر کنید...
