پارت بیست و یک :

تماس اولم بی پاسخ ماند و بعد از چند دقیقه دوباره گرفتم که اینبار جواب داد _ سلام چطوری فرناز
_ سلام کجایی دختر چرا جواب ندادی!
_ درگیر کارای نریمانم. خونه نرفتم خونه داییم موندیم فعلا تا یکم حال نریمان بهتر بشه.
_ بهتر نشده هنوز! کار بهزاد و چیکار کردید! نریمان رضایت داد!
_ بدنش خیلی درد میکنه همش دارم بهش مسکن میدم. بهزادم فعلا بازداشتگاهه ولی مثل اینکه سیاوش همون دیروز به نریم

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت سیاوش در رمان رد بوسه هایت سیاوش
تصویر شخصیت بیتا در رمان رد بوسه هایت بیتا
تصویر شخصیت فرناز در رمان رد بوسه هایت فرناز
تصویر شخصیت نریمان در رمان رد بوسه هایت نریمان
تصویر شخصیت میعاد در رمان رد بوسه هایت میعاد
تصویر شخصیت نازنین در رمان رد بوسه هایت نازنین
تصویر شخصیت فرنوش در رمان رد بوسه هایت فرنوش
تصویر شخصیت فرزاد در رمان رد بوسه هایت فرزاد
تصویر شخصیت امیرعلی در رمان رد بوسه هایت امیرعلی
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • نسیم

    0

    خب ۲تا مسئله ؛ اول اینکه این پارت یه درس خوب بهمون داد اینه که هیچوقت زود درباره یه مسئله ای که مطمئن نیستیم قضاوت نکنیم حتی اگه مطمئنم هستیم نباس قضاوت کرد چون ممکنه ادم تغییر کنه( انسان ممکن الخطاست) و دوم اینکه این سیاوش بدبخت چه شانسی داره😑😔😔

    ۱ ماه پیش
  • میم

    2

    نریمان رو بگو،ورد زبانش شده بود رضایت نمی دم،چی شد یهو؟ دلش به بهزاد سوخت یعنی؟😮😁

    ۳ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    جنبل جادوش کرده 😂

    ۳ ماه پیش
  • میم

    2

    عجبا،چی به نریمان گفته،گفتم بهزاده حبس کشیده یهو متحول شده 🤭که آخر خرابش کرد،خب حالا بذار بیتا خودش تصمیم بگیره،ولی اینبار با نضارت خانواده،بازم گولش نزنه بعد بذاره بره 🤔

    ۳ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    معلوم نیست😁

    ۳ ماه پیش
  • نیکو

    2

    مرسی از اینکه اینقدر منظم پارت گذاری میکنی سمانه ی قشنگ و مهربون و مرسی که پارت ها طولانی ان😻

    ۳ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    فدات نیکوی عزیزم♥️

    ۳ ماه پیش
  • حسام

    2

    دستت درد نکنه سمانه خانم هر پارت عالی داره پیش میره واقعا دست مریزاد منتظر پارت بعدی میمونیم

    ۳ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    خواهش میکنم😊

    ۳ ماه پیش
  • سهیلا

    2

    چقدر خوب بود خدااااااااااا واقعا چرا نریمان و بهزاد با هم توافق کردن🤔

    ۳ ماه پیش
  • نیایش

    2

    شایدم دوباره یکی یکی و تهدید کرده🤔

    ۳ ماه پیش
  • سهیلا

    2

    نه بابا بعید میدونم آخه نریمان از بهزاد شاکی بود بعدی خب مثلا بهزاد نریمان و تهدید کرده🤔

    ۳ ماه پیش
  • صدرا

    2

    خب بهزاد حال خواهرش و میدونه که بده دیگه اون سیاوش و که داشت به کشتن میداد نریمان و هم که زد خرد خاکشیر کرد دیگه دهنش و باید ببنده

    ۳ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    تو پارت بعدی مشخص میشه

    ۳ ماه پیش
  • ......

    2

    عالی بود عزیزم خدا قوت بهزا یعنی چی گفته که نریمان رضایت داده اونم بدون دیه

    ۳ ماه پیش
  • نیایش

    2

    منم دقیقا همین و میخواستم بپرسم🤔

    ۳ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    ممنون عزیزدل♥️

    ۳ ماه پیش
کپی شد!