بها به قلم فاطمه عبدالله زاده
پارت پانزده :
برای آلکازار چه تحقیری از این بالاتر که دخترش رو همخواب دشمنش کرده؟
- باید دلیلش همین باشه، وگرنه چرا باید فرمانده زیر بار همچین ازدواج احمقانه ای بره؟
راه بهتری برای انتقام پیدا کرده...
- ولی هیچکدوم از این کارها کاپیتان برندون رو برنمی گردونه، این زخم تا خون اون حرومزاده رو نریریزیم خشک نمیشه!
حالا دختر لعنتیش رو مثل عفونت وارد خونهمون کردیم تا فرمانده با هر بار دیدنش ی
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
ملیکا
2بدبختیی بنظر من فرمانده خیلی جذابههه😈🔥 جای نیرا باشم تسلیم میشم اولو آخر معلومه چی میشه همین اول باشه بهتره🤭😂💃
۲ ماه پیشFati
1توی چه لحظه نفس گیری تموم شد خیلی تنهایی غریبانه ای داره🙁💔اگه این فرمانده واقعا بخواد بهش *** کنه و شکنجش بده دیگه دلم باهاش صاف نمیشه
۲ ماه پیشاکرم بانو
2این همون مردیه که از هیولاهای بیرون باید بهش پناه ببرم چون شوهرمه؟😭😭😭😭
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

نگار
3من که اگه جاش بودم به سه شماره نرسیده بود فرار را بر قرار ترجیح میدادم🤭 نمی دونم برای چی مونده این دختر ولی خیلی پارت خوب و باحالی بود مرسی💙💙💙💙