پارت بیست و دوم :


قلم از دستش افتاد. سرش را عقب چرخاند. مقابل پنجره رفت. دستش را بیرون برد. سرمای هوا گوشت را خشک می‌کرد. میوی ضعیفی به گوشش خورد. گربۀ سیاه همیشگی داخل بالکن پرید و خودش را به پاهای فرشته مالید.

چون فرشته روی فرش نماز می‌خواند، یک پارچه پهن کرد و گربۀ سیاه را کنار بخاری اتاق روی پارچه گذاشت تا بیرون یخ نزند. کمی از پوست مرغ‌هایی که از نور گرفته بود توی کاسه جلویش ریخت و خودش پشت ب

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۴۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • عاطفه

    0

    خودش لغزیده

    ۴ روز پیش
  • مهسا

    2

    خودش عاشق شده،گرگ هم همون هلگورده

    ۳ ماه پیش
  • jinx

    0

    من واقعا حرفی واسه گفتن ندارم انقدر که رمان مرموز و خوبیه

    ۳ ماه پیش
  • نسرین

    3

    احساس میکنم که هلگورد گرگینه ست

    ۴ ماه پیش
  • هلگورد

    0

    این رمان واقعیه🙄🤔 خیلی قشنگه کاش آخرشم قشنگ باشه

    ۴ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    همه رمان های من پایانش خوشه❤️

    ۴ ماه پیش
  • مرجان

    3

    عاشق هلگورد شده.. گرگه هم که خودِ هلگورده

    ۴ ماه پیش
  • مرجان

    2

    عاشق هلگورد شده.. گرگه هم که خودِ هلگورده

    ۴ ماه پیش
  • نیلوفر آبی

    0

    عالی بود ممنون خسته نباشید واقعا زیبا بود این پارت

    ۴ ماه پیش
  • آتاناز

    2

    من فکر کنم گرگه همون هلگورده

    ۴ ماه پیش
  • اکرم بانو

    2

    بنظرم نقاشی هلگوردهم برای مسابقه مناسبه..

    ۴ ماه پیش
  • میم

    2

    عصبانیت از آسو بی تاثیر نبوده اما بیشتر بخاطر احساسی هست که به هلگورد پیدا کرده ❤️

    ۴ ماه پیش
  • میم

    3

    خب همین نقاشی رو تو مسابقه شرکت بده،اینم صورتش یه سوختگی داره دیگه 🤔🙏🏻

    ۴ ماه پیش
  • خدیجه سادات هستم

    1

    بسیار زیبا من خیلی تااینجا لذت بردم

    ۵ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    😍😍😍

    ۵ ماه پیش
  • خدیجه سادات هستم

    2

    بسیار زیبا من خیلی تااینجا لذت بردم

    ۵ ماه پیش
  • فرشته

    1

    بی صبرانه منتظر ادامه ی این رمان شاهکار هستم😍❤️

    ۵ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️