بها به قلم فاطمه عبدالله زاده
پارت هشتم :
به خودم که اومدم بی توجه به بقیهٔ حرفش چشم هام رو ریز کردم و جیغ زدم: آلکازار تویی؟ همون دیکتاتور پست فطرتی که ما رو به این روز انداخته؟
یکباره با چنان شدتی از روی مبل بلند شدم که سرم گیج رفت اما خودم رو نباختم.
- خدا لعنتت کنه! تو زندگی ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...

نگار
2واییییییی ذوقیدم چقدر باحاله بابا دمت گرم فاطمه جونم خیلییی خوبه واییی من برم پارت بعدی 💙💙💙💙