پارت صد و سی و چهارم :

سربازان روی دیوار، خرکمان را به سوی دیو خاکستری رنگ چرخاندند و آماده هدف‌گیری شدند. دیو سپید و خاکی رنگ بار دیگر به شکل دود درآمدند و به آسمان بازگشتند. دیو خاکستری نیز مشتش را به سوی آسمان گرفت و تلاش کرد خود را به شکل دود دربیاورد وقتی که متوجه شد قادر به تبدیل شدن نیست، زوزه کشید و دور خود چرخید. بر روی زمین نشست تا تیری که در پاشنه پایش فرو‌رفته را بیرون بکشد. سر سربازان فریاد زدم:- سر

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️