پارت صد و هشتاد و ششم :

- السلام علیکم و رحمت الله و برکاته.
نماز عشا را هم با آن جمع خواندم.
تمام که شد، از چپ و راست لفظ "قبول باشه دخترم" را می شنیدم. من نیز لبخندی کوتاه می زدم و می گفتم "همچنین" 
اولش که وارد شدم و گوشه ای از صف ایستادم، احساس غربت می کردم.
حس می کردم تمام نگاه ها زوم من است و همه دارند یک طور خاص نگاهم می کنند. 
اما کم کم عادی شد. 
حال عجیبی بود، یک حال ناشناخته.
برای دقایقی Ø

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۸۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • بگم میشناسی؟

    4

    نمیدونم چرا ولی احساس میکنم در آینده ماهرو و باربد باهم دست به یکی میکنن واسه رسیدن به عشقشون 😐😕

    ۵ سال پیش
  • بی نام

    1

    تولد ارارامش کِی هست؟؟!!

    ۶ سال پیش
  • ریحانه

    2

    خداروشکر حالشون خوب شد

    ۶ سال پیش
  • M

    6

    اخی اروم شدن😃

    ۶ سال پیش
  • H

    5

    خانم نعمت زاده کاش طولانی ترش میکردین تامیاییم بریم توحس تمام شده😔😫

    ۶ سال پیش
  • تینا

    8

    نگفتم حامی مثل شخصیت حامد سریال پدر مسجد حالشو خوب میکنه البته تنها چیزی بود که به نظرم باهاش جور بود ولی رمان واقعا انقدر طولانی نیست خانم نعمت زاده لطفا به موضوعات دیگه هم برسیم این پارتم خیلی خو

    ۶ سال پیش
  • ?

    4

    به نظر من الان آرامش *** خون میشه و کم کم مشکلاتش حل میشه

    ۶ سال پیش
  • نازنین مریم

    8

    نمیدونم چرا یه دفعه دلم برای هستی و آرکان تنگ شد🤔😐

    ۶ سال پیش
  • Sahar

    8

    وای کاش زودتر به جاهای هیجانی وپلیسیش برسه🤩🤩🤩

    ۶ سال پیش
  • یک شهروند موفق

    23

    میگم اینا سوار موتور نشستن بعد تند میره و لایی میکشه آرامش دستشو به کجا بند میکنه؟☺😂😂

    ۶ سال پیش
  • یاشیل

    9

    خو معلوم دیگه می چسب ب موتور ما از این شانسا نداریم ک بره بغل حامی بشین

    ۶ سال پیش
  • بنده خدا

    6

    لازم نیس جایی نگه دار من تجربه دارم یاپشت موتورک میشه ترک رو میگیره یا خدشو نگه میداره اما چرا انقدر رمانو طولانی میکنی برو سر اصل مطلب دیگ😑

    ۶ سال پیش
  • مینا

    16

    دارم به این فکرمیکنم که ما چقد بدبختیم به هرچیزی گیر میدیم خودمون و میکوبیم تو در و دیوار تا اینا یه صحنه ی عاشقانه داشته باشن😅😅

    ۶ سال پیش
  • ...؟

    11

    فقط لبخند مهربان حامی رو عشقه😂😍 ولی خدایی خیلی قشنگه رمانش😘فقط نویسنده جان لطفا یکم پارت هارو طولانی تر کنید🙏... و کی به قسمت پلیسیش میرسیم؟؟ 🤔🤨

    ۶ سال پیش
  • زلزله

    14

    حامی یادته ب مامانت راجب عروس آینده اش میگفتی،ترک موتور بشینه...یه چی بود حالا یادم نیست.بیا حالا همون شد😂😂

    ۶ سال پیش
  • اسرا

    14

    حیح چی میشه تا زنده ایم عاشقانه های حامی و ارامشم ببینیم😐💔

    ۶ سال پیش
  • الهه

    10

    یکم از این آرامشا لطفا

    ۶ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️