پارت یازده :

یک‌راست سمت دخترک رفت. پارچه‌ی محکم پاراگلایدر را که بلند کرد، موجودی مچاله شده بازوی راستش را با درد چسبیده بود.
- چه وضعشه خانوم محترم! مگه دفعه اولتونه پاراگلایدینگ می‌کنین؟ خانوم با شمام!
کسرا از پشت بازوی طاها را کشید.
- آروم باش مرد مؤمن. اتفاقه دیگه پیش میاد.
این را گفت و به زور لب‌هایی را که به سمت خندیدن می‌رفتند، در دهانش جمع کرد. طاها کلافه موهای خاکی سرش را تکا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت طاها در رمان هفت هزار و ششصد قدم تا تو طاها
تصویر شخصیت آسمان در رمان هفت هزار و ششصد قدم تا تو آسمان
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!