پارت ده :
دو جای دست حلقوی را محکم چسبید و وزنش را برای جهت دادن به مسیر، روی طنابها انداخت. انگار گونههایش به گز گز افتاده بود. قبل از آنکه کامل دور شود، انگار کسی پس کلهاش زده باشد با خودش گفت:
- یهو نیوفته سقط شه؟
از گوشهی چشم نگاه کرد. پار ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

مریم
1قلمتون دوست دارم موفق باشید😊😊