آشوب به قلم حدیث بلیار
پارت سی و چهارم :
گرمای دستشو روی سرم از روی پتو احساس کردم.
و بلافاصله با شنیدن صدای محزون و لرزونش نزدیک گوشم، از اعماق وجودم آتیش گرفتم:
- نمیخوام بگم گریه نکنی. اتفاقاً تا میتونی خودتو خالی کن، ولی بهم قول بده کمر خم نکنی زیر این مصیبت. به اعضای خانوادهات خبری نمیدی؟ حق داری. اما بدون که من به تنهایی تا ته این ماجرا پشتتم، منو که میشناسی آشوب؟ میدونی که مردِ عملم. اینم بدون همون
مطالعهی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

حدیث بلیار | نویسنده رمان
قبول دارم🥹عرفان واقعا خودش و مردونگیشو ثابت کرد توی این پارتها
۳ هفته پیشنگار
0ایشالله مهراب بمیره ولی من بچم آشوب رو اینجوری نبینم(دقت کردید من هر جا فرصت پیدا کردم پای مرگ مهراب رو کشیدم وسط😁)خو چیکار کنم ایشالله بمیره مرتیکه عوضی مرسی ازت💙💙
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
کار خوبی میکنی😂
۴ هفته پیشنگار
0بدبخت مهراب با دشمنانی که داره🤣🤣ولی خب حقشه💙💙
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
صددرصد حقشه
۴ هفته پیشنگار
0مهراب خودت رو مرده فرض کن😈🔪🔪💙💙
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
😂👌🏻
۴ هفته پیشنگار
0بزنم این شیطان کثافت (مهراب)رو از وسط نصف کنمدلم خنک بشه نگاه بکن سر بچم چه بلایی آورده مرتیکه چلغوز گودزیلا (چلغوز ،گودزیلا کشته مرده فوش دادن خودمم من😁)عالی بود💙💙
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
😂😂
۴ هفته پیشدیانا
0حدیث لطفا هرچی که هست، اشوب حامله نشه
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
نمیشه. اگه باردار میشد که مهراب به سادگی اعدام میشد
۲ ماه پیشدیانا
0اره راست میگی
۲ ماه پیشلیلا
2انشاالله بمیری مهراب انشاالله کل بدنت نجست فلج شه انشاالله هر چی درد بلا هست سرت بیاد بمیری نکبت عوضی
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
یا ابالفضل 🫣
۲ ماه پیشبرفین
0عرفان رو دوست دارم واسم محترمه ولی مهراب به اشوب میاد
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
ببینیم چی میشه توی پارتهای آینده
۲ ماه پیشBiti
0نه سیسی دیشب خودش منو برد بیرون،بهم گل داد بعد. بحث رمان و اینا پیش اومد رمان تو و گفتم و شخصیت مهراب گفتم بعد اونم اول تعجب کرد بعد کمکم داشت قیافش ترسناک میشد بعد خیلی بزرگ شد تا اومدم فرار کنم دستم و کشید و بعدش از خواب بیدار شدم😭😭😭😭😭😭😭😭😭🎀🎀
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
عاقبت کراش زدن روی مهراب:
۳ ماه پیشزن حدیث
0تو حتما شبش چیزی زدی🤣♥
۳ ماه پیشBiti
0معضرت میخام ،قول میدم دیگه ناراحتت نکنم ،ببخشید 😭🥺🫠
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
ناراحت که نشدم فقط یه لحظه هنگ کردم 😂😂
۳ ماه پیشزن حدیث
0من ناراحت شدم چرا به کراشم توهین کردی? 🤣
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
یاسمن و مهراب؟😂ترکیب خوبیه، به خدا سپردمت
۳ ماه پیشزن حدیث
0اصن عاشق این ترکیب شدم زن
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
دست مریزاد
۳ ماه پیشBiti
0با اون همه فحش هنوز خودم هم روش کراشم،یچیز بگم پشماتون بریزه یه نفر و پیدا کردم همین شکلی هس یعنی یه همچین نیروهایی داره🎀😂😂😂😂😂
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
تو خیالات پیداش کردی؟😂
۳ ماه پیشمحرابی
0ممنون زیبا بود و واقعا غمگین میشم میخونم این پارتهارو. هیچی سختترازتجاوزنیست برای یک دختر. الهی بگردم آشوب چقدرشرمنده ست. تقصیر تو نیست که عزیزمن تو یک قربانی خدالعنتت کنه مهراب شیطان صفتو. دم عرفان گرم واقعا دوست عالی هست. باید پدرمهرابو دربیاره متجاوزه عوضی
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
چند پارت دیگه اوضاع به روال عادی برمیگرده
۳ ماه پیشزن حدیث
0امیدوارم 🙂
۳ ماه پیشسادات
0چرا فکر میکنم دوربین ها چیزی ضبط نکردن! لطفا زود زود پارت بزارین خوااااااااهش🫶
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
فردا سه تا پارت داریم عزیزم
۳ ماه پیشزن حدیث
0منم همین حسو دارم
۳ ماه پیشSara
2ای خداسوسکت کنه مهراب که انقدردخترمونواذیت کردی مرتیکه🥲😒
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
سوسک!😂
۳ ماه پیشSara
0بله بله😂🤭😂😂😂
۳ ماه پیشBiti
0مهراب پدسگ الاغغغغغ بیام یه پات و ببندم به ماشین بابام،اون یکی پات هم ببندم به ماشین عاموم تا باشند از وسط جر بخوره مرتیکه ی سگ گاو الاغ بیشعور *** نکبت خوکچه ی هندی عنچوچککک این چه کاری بود کردی عوضییی برو گومشووو دیگه زنت نمیشم نکبت بی آبرو ی الدنگ😭😭😭😭😭
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
عزیزدلم داری درمورد پارت کامنت میذاری یا کمپین فحش راه انداختی؟🧐
۳ ماه پیشفن پگاه و پوریا
0وای وای نکنه قصد مهراب گور به گوری هم همین بودههههه😱😱😱 که آشوب و حامله کنه و .....وایی حتی فکرشم وحشتناکه 😱😱😱😱😱
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
نهههه فکر نکنم، تو پارت قبلی اگه خونده باشی مهراب گفت که اثری از کارش به جا نذاشته
۳ ماه پیشفن پگاه و پوریا
0الهی دورت بگردم اشوب😭😭😭 یعنی با وجدان تر و انسان تر از عرفان ندیدمممم ، یعنی اگه این عرفان نبود ، همین آشوب الان با این همه حال بدی هم نبود
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
بخاطر عرفان هم که شده سرپا میشه🫠
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

معصومه
0چقدر این پارتا سنگینن حدیث، اعصابم خیلی خرد شده، دیدن این حالِ آشوب باعث میشه قلبم تیکه تیکه بشه ولی باز دم معرفتِ عرفان گرم، خداوکیلی مرد خوبیه