آشوب به قلم حدیث بلیار
پارت سی و پنجم :
با باز کردن درب، نگاهم به سمتش برگشت.
پلاستیک داروها رو روی پام گذاشت و در سکوت شروع به حرکت کرد.
درحال چک کردن داروها بودم که متوجه شدم قرص مد نظرم رو نخریده.
کلافه و عصبی از پیدا نکردن قرص، پلکهامو روی هم فشار دادم و با صدای خفهای پرسیدم:
- چرا نگرفتی عرفان؟
صدای لبریز از حرصش بلند شد:
- نیازی به اون قرص نیست.
جوش آوردم و بلند اما بغض دار، داد زدم:
- واسه چی نیا
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

حدیث بلیار | نویسنده رمان
نامرئی میشه معصومه😬
۳ هفته پیشنگار
0بچم عرفان خیلی حامی خوبی برا آشوبه میگم چطور ممکنه تو دوربین ها مهراب نباشه البته خوب اون جنه دیگه هر کاری بگی ازش بعید نیست تازه شاید خودش دوربین هارو دستکاری کرده مرسی ازت حدیث گلم 🥰💙💙
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
به راحتی...تونسته خودش رو کاملاً از دوربین حذف کنه توسط نیرویی که داره
۴ هفته پیشنگار
0هعیی مهراب بی شعور عوضی تر از این حرفاست که ردی جا بزاره😒💙💙
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
متأسفانه
۴ هفته پیشملکه ی دلقک
1به امید روزی که آشوب ، طعم زیبای مادر بودن رو به مهراب جان بچشونه .. با خشونت تمام 🗿🎀
۱ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
مادر شدن!🧐
۱ ماه پیشملکه ی دلقک
1یه *** به مهراب نشه؟🗿😂😂🎀
۱ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
نه😂🤦🏻
۱ ماه پیشنسترن
0شیطون پیش مهراب درس پس میده دست کاری کردن چند تا دوربین براش کاری نداره
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
خودش شیطونهها😂
۲ ماه پیشبرفین
0متاسفم ولی من لاشی پسندم هرکاری هم بکنه تا اخر فنشم مهراب
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
دیگه کاریت نمیشه کرد😂🗿
۲ ماه پیشنفس
0مرسی عزیزم ولی درافتادن با مهراب جنه بیشعور سخته
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
ایشالا موفق بشه دخترم
۲ ماه پیشفن پگاه و پوریا
0و آشوبی که دیگه اون آشوب قبل نمیشهه:)
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
آره ولی...سرپا میشه نگران نباشید
۲ ماه پیشفن پگاه و پوریا
0اَی من ری......دمممممم دهن مهراب ، اخ اخ چقدر من به ایم بشر فحش بدم چقدرررررررر، هر چی هم بدم فایده ندارههههه
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
ناامید ز فحش گشتیم
۲ ماه پیشمحرابی
0ممنون زیبا بود. بله اون شیطونو درس میده بعد یک دوربینگ نمیتونه ازکاربندازه
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
خودش شیطونه🤣
۳ ماه پیشمینا
1وایییی اینجوری که همع چسز به نفع مهراب میشه ای بزنع تو این ها گیر واگیر هم خانم یاردار بشه دیگه نور اعلا نوره😭
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
باردار نمیشه خیالتون راحت(البته زیاد به حرف من مطمئن نباشید😂😈)
۳ ماه پیشزن حدیث
0دقیقا هرچی میگی برعکس میشه😂
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
همیشه هم اینطوری نیستا🙃😂
۳ ماه پیشزن حدیث
0والا تا الان هرچی گفتی برعکس شده😂
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
خدا رو چه دیدی، شاید این دفعه فرق کرد😂😂🫣
۳ ماه پیشزن حدیث
0فکر نکنمممم🤣
۳ ماه پیشرها
1دارم صبوری رو تمرین می کنم تا برسم پارت دهن سرویس کنی مهراب...
۳ ماه پیشسرو
0توراخدا بیا بامن هم تمرین کن چون دلرم ازخشم منفجر میشم
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
صبور باشید🫣
۳ ماه پیشرها
0عزیزممم😂 من به این هیجانی که داره باور دارم کارتا عوض میشه مطمئن باش
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
حالا حالا ها باید تمرین کنی..
۳ ماه پیشرها
0صبر که حتمااا بس که جذابه ولی نمیتونم بخوابم الان اینو چیکارش کنم؟ 🤦🏻 ♀️🤣
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
چرا نتونی😂
۳ ماه پیشرها
0وای خیلی ترسناک بود... فکر کن منه خوش خواب صبح ساعت هفت برا کلاس یه ساعت بعدم بیدار بودم بدون اینکه کسی بیدارم کنه 😭🤣
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
پارت ۳۵ ترسناک نبود🧐😂
۳ ماه پیشفاطمه ❤️
1حیف این همه زرنگی که حرومه مهراب شده 🤬 آشوب بیچاره 😢💔
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
شاید این اتفاقها باید میفتاد که...
۳ ماه پیشفاطمه
0نامرئی شده توی دوربین نیفتاده لعنتی بیچاره آشوب عجب شانسی داره 🥺
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
مدرک پَر!
۳ ماه پیشزیبا
0وقتی تونسته بود خودشو نامرئی کنه سری اول نبودن تو فیلم زیاد تعجب نداره
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
صحیح
۳ ماه پیشFatemeh
0خدا لعنتت کنه چه حساب شده هم کار میکنه خاک تو سر 😒😒
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
زرنگه لامصب🤦🏻
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

معصومه
0مهراب گفت ردی به جا نذاشتم، دستکاری کردن دوربینا واسش مثل آب خوردنه