پارت سی و پنجم :

با باز کردن درب، نگاهم به سمتش برگشت.
پلاستیک داروها رو روی پام گذاشت و در سکوت شروع به حرکت کرد.
درحال چک کردن داروها بودم که متوجه شدم قرص مد نظرم رو نخریده.
کلافه و عصبی از پیدا نکردن قرص، پلک‌هام‌و روی هم فشار دادم و با صدای خفه‌ای پرسیدم:
- چرا نگرفتی عرفان؟
صدای لبریز از حرصش بلند شد:
- نیازی به اون قرص نیست.
جوش آوردم و بلند اما بغض دار، داد زدم:
- واسه چی نیا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پدرجون در رمان آشوب پدرجون
تصویر شخصیت همتا در رمان آشوب همتا
تصویر شخصیت مهام و مهتا در رمان آشوب مهام و مهتا
تصویر شخصیت عرفان در رمان آشوب عرفان
تصویر شخصیت آشوب در رمان آشوب آشوب
تصویر شخصیت مهراب در رمان آشوب مهراب
تصویر شخصیت آنیل در رمان آشوب آنیل
تصویر شخصیت سیاوش در رمان آشوب سیاوش
تصویر شخصیت الهام در رمان آشوب الهام
تصویر شخصیت ارغوان در رمان آشوب ارغوان
تصویر شخصیت مادرجون در رمان آشوب مادرجون
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • معصومه

    0

    مهراب گفت ردی به جا نذاشتم، دستکاری کردن دوربینا واسش مثل آب خوردنه

    ۳ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    نامرئی می‌شه معصومه😬

    ۳ هفته پیش
  • نگار

    0

    بچم عرفان خیلی حامی خوبی برا آشوبه میگم چطور ممکنه تو دوربین ها مهراب نباشه البته خوب اون جنه دیگه هر کاری بگی ازش بعید نیست تازه شاید خودش دوربین هارو دستکاری کرده مرسی ازت حدیث گلم 🥰💙💙

    ۴ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    به راحتی...تونسته خودش رو کاملاً از دوربین حذف کنه توسط نیرویی که داره

    ۴ هفته پیش
  • نگار

    0

    هعیی مهراب بی شعور عوضی تر از این حرفاست که ردی جا بزاره😒💙💙

    ۴ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    متأسفانه

    ۴ هفته پیش
  • ملکه ی دلقک

    1

    به امید روزی که آشوب ، طعم زیبای مادر بودن رو به مهراب جان بچشونه .. با خشونت تمام 🗿🎀

    ۱ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    مادر شدن!🧐

    ۱ ماه پیش
  • ملکه ی دلقک

    1

    یه *** به مهراب نشه؟🗿😂😂🎀

    ۱ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    نه😂🤦🏻

    ۱ ماه پیش
  • نسترن

    0

    شیطون پیش مهراب درس پس میده دست کاری کردن چند تا دوربین براش کاری نداره

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    خودش شیطونه‌ها😂

    ۲ ماه پیش
  • برفین

    0

    متاسفم ولی من لاشی پسندم هرکاری هم بکنه تا اخر فنشم مهراب

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    دیگه کاریت نمی‌شه کرد😂🗿

    ۲ ماه پیش
  • نفس

    0

    مرسی عزیزم ولی درافتادن با مهراب جنه بیشعور سخته

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    ایشالا موفق بشه دخترم

    ۲ ماه پیش
  • فن پگاه و پوریا

    0

    و آشوبی که دیگه اون آشوب قبل نمیشهه:)

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    آره ولی...سرپا می‌شه نگران نباشید

    ۲ ماه پیش
  • فن پگاه و پوریا

    0

    اَی من ری......دمممممم دهن مهراب ، اخ اخ چقدر من به ایم بشر فحش بدم چقدرررررررر، هر چی هم بدم فایده ندارههههه

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    ناامید ز فحش گشتیم

    ۲ ماه پیش
  • محرابی

    0

    ممنون زیبا بود. بله اون شیطونو درس میده بعد یک دوربینگ نمیتونه ازکاربندازه

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    خودش شیطونه🤣

    ۳ ماه پیش
  • مینا

    1

    وایییی اینجوری که همع چسز به نفع مهراب میشه ای بزنع تو این ها گیر واگیر هم خانم یاردار بشه دیگه نور اعلا نوره😭

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    باردار نمی‌شه خیال‌تون راحت(البته زیاد به حرف من مطمئن نباشید😂😈)

    ۳ ماه پیش
  • زن حدیث

    0

    دقیقا هرچی میگی برعکس میشه😂

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    همیشه هم اینطوری نیستا🙃😂

    ۳ ماه پیش
  • زن حدیث

    0

    والا تا الان هرچی گفتی برعکس شده😂

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    خدا رو چه دیدی، شاید این دفعه فرق کرد😂😂🫣

    ۳ ماه پیش
  • زن حدیث

    0

    فکر نکنمممم🤣

    ۳ ماه پیش
  • رها

    1

    دارم صبوری رو تمرین می کنم تا برسم پارت دهن سرویس کنی مهراب...

    ۳ ماه پیش
  • سرو

    0

    توراخدا بیا بامن هم تمرین کن چون دلرم ازخشم منفجر میشم

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    صبور باشید🫣

    ۳ ماه پیش
  • رها

    0

    عزیزممم😂 من به این هیجانی که داره باور دارم کارتا عوض میشه مطمئن باش

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    حالا حالا ها باید تمرین کنی..

    ۳ ماه پیش
  • رها

    0

    صبر که حتمااا بس که جذابه ولی نمیتونم بخوابم الان اینو چیکارش کنم؟ 🤦🏻 ♀️🤣

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    چرا نتونی😂

    ۳ ماه پیش
  • رها

    0

    وای خیلی ترسناک بود... فکر کن منه خوش خواب صبح ساعت هفت برا کلاس یه ساعت بعدم بیدار بودم بدون اینکه کسی بیدارم کنه 😭🤣

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    پارت ۳۵ ترسناک نبود🧐😂

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه ❤️

    1

    حیف این همه زرنگی که حرومه مهراب شده 🤬 آشوب بیچاره 😢💔

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    شاید این اتفاق‌ها باید میفتاد که...

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    نامرئی شده توی دوربین نیفتاده لعنتی بیچاره آشوب عجب شانسی داره 🥺

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    مدرک پَر!

    ۳ ماه پیش
  • زیبا

    0

    وقتی تونسته بود خودشو نامرئی کنه سری اول نبودن تو فیلم زیاد تعجب نداره

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    صحیح

    ۳ ماه پیش
  • Fatemeh

    0

    خدا لعنتت کنه چه حساب شده هم کار میکنه خاک تو سر 😒😒

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    زرنگه لامصب🤦🏻

    ۳ ماه پیش
کپی شد!