پارت سی و سوم :

| مهراب |
- چیکار کردی مهراب؟!
با خنده به قیافه‌ی متعجب و شگفت زده‌اش نگاه کردم:
- چیه؟ خوشت نیومد یا ناراحتی که تنها رفتم؟
مشتی با عصبانیت به کتفم زد که بخاطر یهویی بودنش، فرود اومدم روی صندلی و بلند خندیدم.
سری با تأسف برام تکون داد و گفت:
- لعنت بهت! چرا قبل از رفتنت چیزی به من نگفتی؟
میون خنده‌های مقطعیم گفتم:
- چی...چی می‌گفتم مهام؟ می‌گفتم آماده شو باهم بریم س

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پدرجون در رمان آشوب پدرجون
تصویر شخصیت همتا در رمان آشوب همتا
تصویر شخصیت مهام و مهتا در رمان آشوب مهام و مهتا
تصویر شخصیت عرفان در رمان آشوب عرفان
تصویر شخصیت آشوب در رمان آشوب آشوب
تصویر شخصیت مهراب در رمان آشوب مهراب
تصویر شخصیت آنیل در رمان آشوب آنیل
تصویر شخصیت سیاوش در رمان آشوب سیاوش
تصویر شخصیت الهام در رمان آشوب الهام
تصویر شخصیت ارغوان در رمان آشوب ارغوان
تصویر شخصیت مادرجون در رمان آشوب مادرجون
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • معصومه

    0

    خدا نگذره ازت مهراب، دختر مردم رو به این روز انداختی بعد میخندی؟که میخواستی مطمئن بشی نیرویی داره یا نه؟ باشه صبر کن یه بلایی به سرت بیاد هزار بار از اینکه به دنیا اومدی پشیمون بشی، وایسا حالا، دنیا گرده.بگردم خدایا عرفان چرا انقدر خوبهه🥺

    ۳ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    من بگردمت که انقدر حرص می‌خوری🥲

    ۳ هفته پیش
  • نگار

    0

    مهراب الان واقعا دوست دارم یه قدرتی داشتم که تورو می کشتم حداقل حدیث یا تو رمان کاری بکن تاوان این کارش رو بده یا یجوری بکشش من دلم خنک بشه موهام سفید شد بخصوص ولی اولای رمان رو خوندم آنقدر حرص خوردم که ترسیدم سکته کنم بیچاره آشوب مرسی جونم💙💙

    ۴ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    نگران نباش واسه مهراب هم دارم🙃😉

    ۴ هفته پیش
  • نگار

    0

    نگران نباش هرکاری خواستید باهاش بکن منم عین کوه پشتتم عزیزم😉💙💙

    ۴ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    ♥️😂🤙🏻

    ۴ هفته پیش
  • ملکه ی دلقک

    0

    من معمولا همیشه روی اون ردفلگا کراشم . ولی واقعا الان با کاری که مهراب کرد بهه شددت مخالفم ! کراش جدید(عرفان) آخه عرفان تو کی بودی؟چقدر این ناناصه واقعا! اشکشم دم مشکشه همش! گوگولی گودو گودو🤏🏻🎀آدم میخواد بوجی موجیش کنهه😭😭

    ۱ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    با عرفانی؟🤣🤣🤣

    ۱ ماه پیش
  • اَسماء

    0

    سلام تا اینجا که رمانت رو خوندم خیلی خوب بود مخصوصا رفاقت عرفان و آشوب رو دوست داشتم و از همه مهم تر که من رو به خوندن این رمان واداشت موضوع جذابش بود و واقعا بهت خسته نباشید میگم امیدوارم از بقیه اش هم لذت ببرم موفق باشی

    ۱ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    درود. خوشحالم که به دلت نشسته اسما جان♥️

    ۱ ماه پیش
  • اَسماء

    0

    سلام تا اینجا که رمانت رو خوندم خیلی خوب بود مخصوصا رفاقت عرفان و آشوب رو دوست داشتم و از همه مهم تر که من رو به خوندن این رمان واداشت موضوع جذابش بود و واقعا بهت خسته نباشید میگم امیدوارم از بقیه اش هم لذت ببرم موفق باشی

    ۱ ماه پیش
  • برفین

    0

    حدیث یکم از مهراب دفاع کن مگه بچم یتیمه فقط یک لاشیه که ذاتیه نمیشه درستش کرد

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    دفاع از مهراب؟ از کسی که به زور وارد حریم خصوصی یه دختر شده؟ مهراب درحال حاضر هیچ جایی واسه طرفداری نداره🧐ولی شاید در آینده یه اتفاقاتی بیفته که عوض بشه...اون موقع کراش آزاد

    ۲ ماه پیش
  • دیانا

    0

    بعید میدونم چیزی بخواد باعث این بشه که مهراب کراش بشه. و بعله. الان هیچ حقی در قبال دفاع از مهراب نداریم.

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    شاید در آینده یه اتفاقاتی بیفته...

    ۲ ماه پیش
  • دیانا

    0

    اره. شاید...)

    ۲ ماه پیش
  • دیانا

    0

    ببخشیدا. یکم؟؟ اون ذات هرچقدر هم لاشی باشه. اما تمام وجودیت یه دختر و ازش گرفته. من از این ذات متنفرم. حیف نسب لاشی که میدیم به این ادما. واقعا متاسفام برای همچین فکری. مهراب به عوضی و پست فترت تمام عیاره. هیچی هم این حقیقت و تغییر نمیده

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    بله دقیقاً...هیچ نکته‌ی مثبتی واسه طرفداری نداره مهراب

    ۲ ماه پیش
  • دیانا

    0

    دقیقا. ببخشیدا. بالاخره هرچی باشه شخصیت رمانته. من انقدر ازش شاکی ام. جلوی خود نویسنده دارم به کاراکتر رمانش بد و بیراه میگم🙃❤️

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    نه بابا😂🧡

    ۲ ماه پیش
  • دیانا

    0

    عه ایول. خداروشکر. بچه ها فحش ازاد. (البته فقط و فقط به مهراب ها)

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    👌🏻🤣

    ۲ ماه پیش
  • برفین

    0

    حرفت متین ودرسته و مثل روز روشنه که حرفات حقیقت داره ولی شیطانه ذاتش همینه جون به جون این تخم ابلیس کنی تغیر نمیکنه ولی صدرصد پشیمون میشه ویک راه جبرلنی داره ولی مطمئنم آشوب بچمو به غلط کردن هم میندازه

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    ببینیم چی می‌شه در آینده :)

    ۲ ماه پیش
  • دیانا

    0

    دقیقا درسته. نمیشه ذات شیطان و تغیر داد. ولی اخه بازم نمیره تو کَتَم. اخه ***:)😔 ولی خب از شیطان و تخم شیطان هر چیزی بر میاد. امیدوارم. از ته دلم امیدوارم که اشوب مهراب و به غلط کردن بندازه.

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    احتمالاً برعکس بشه :)) مهراب، آشوب رو به غلط کردن بندازه

    ۲ ماه پیش
  • لیلا

    0

    ای خدا مرگت بده مهراب

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    😂🤲🏻

    ۲ ماه پیش
  • نسترن

    0

    مهراب نکبت پدر سگ این چه کاری بود کردی بی وجود

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    آخ مهراب..

    ۳ ماه پیش
  • نسترن

    0

    چقدر عرفان خوبه دمش گرم

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    اوهوممم

    ۳ ماه پیش
  • Saina

    2

    چقد دلم میخواد با دستای خودم خرخره مهراب و بجوم و کسی که براش مهمه تو زندگیش ک جلو چشماش بکشم پسره بی شعور روانی چقد عرفان مرده 🫠

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    عرفان و مهراب‌‌...قراره در آینده شدیداً باهم رقابت کنن

    ۳ ماه پیش
  • زن حدیث

    0

    ناموسا چه شوددددددد

    ۳ ماه پیش
  • Biti

    0

    الهی بمیرم واسه قلب دخترم ،الهی سقط شی مهراب ایشالا شب عروسیه خشتکت *** شده مهراب ایشالا زنت کچل شه مهراب ایشالا گودزیلا سی مهراب چی بهت بگم پسره ی الاغ مرتیکه ی عنتر پدسگ ایشالا *** شرک شی مرتیکه ی گربه صفت من غلط کردم رو تو کراش زدم مارمولک پشت کنتور تو شبیه ی مو تو دماغ مورچه ای شاسملنگ درختی😭

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    وای خدا این چی بود خوندم🤣🤣

    ۳ ماه پیش
  • کلثوم

    0

    زدی این مهراب بدبخت رو ساقطش کردی دختر😅😅🤣

    ۳ ماه پیش
  • زن حدیث

    0

    بسم الله الرحمان الرحیم چته خواهر ارومتر😂

    ۳ ماه پیش
  • Saina

    0

    وای حدیث🫠 ینی سر دوستی با اشوب؟ حس میکنم این رقابت عشقی نباشه بیشتر دوستی و اینا باشه نمیدونمممممم فقط بگم محشره رمانت🫠🫠🫠

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    باید ببینیم چه اتفاقی در آینده خواهد افتاد..

    ۳ ماه پیش
  • ماهلین

    0

    منم از عرفان خجالت کشیدم چه برسه به آشوب😂 ولی خدایی خیلی خوبه عرفان، خیلی حامیه

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    اوهوم🫠بیچاره دخترم

    ۳ ماه پیش
  • Sara

    2

    ای کاش مهراب عوضی الان نزدیکم بودانقدرمیزدمش تاخون بالابیاره مرتیکه خاک توسررررر🥲ولی مردترازعرفان ندیدم که توهرلحظه پشت اشوبه وهیچوقت تنهاش نمیزاره کاش واقعاماهم توزندگیمون حداقل یکیو شبیه به عرفان داشتیم که همیشه نگرانمون باشه وپشتمون بهش گرم باشه🫡 ممنونم ازپارتت خانم گل🫶✨️

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    عرفان از هر لحاظی فوق‌العاده‌ست🫠

    ۳ ماه پیش
  • Sara

    1

    خیلی خیلی 🥹🤌کادوپیچش کن من ببرم😂🤭

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    چشم 🤣

    ۳ ماه پیش
  • Sara

    0

    بی بلاخانم گلل😂🤭

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    وای آشوب عزیزم دورت بگردم 💔یعنی ممکنه ازش حامله بشه این کثافت دیگه ولش نمیکنه که ......البته کم نیست از این گرگها توی جامعه چه آشوب و آشوبهایی گرفتارشون شدن البته اینم بگم این گرگها مرد نیستن و نامرد هستن

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    فکر نکنم باردار بشه، همون‌طور که مهرابم گفت احتمالاً اثری از این کارش به جا نذاشته

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    امیدوارم حدیث جون ممنونم اگه بشه ای ن محراب گوریلو از رمان حذفش کن مایه ننگه

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    چشم

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    یاشاسین جانیمسان☘️ 💚

    ۳ ماه پیش
کپی شد!