شیپور فرشته به قلم ملیکا کمانی
پارت هشتاد :
- سرمه خوبی؟!
خوب بودم که اینطور کف دستم عرق کرده بود؟ خوب بودم که حالت تهوع امانم را بریده بود؟ خوب بودم که رعشه در تمام اندامهایم حس میشد؟!
- آره خوبم!
شاهان دست یخم را از روی پایم برداشت و زیر دست خود روی دنده گذاشت.
- میخوای نریم سرمه؟!
علیرغم لرزشی که در صدایم افتاده بود، سعی کردم استحکام به کلامم ببخشم.
- نه، لطفاً سریعتر هم برو، همینجوریش با این ترافیک ک
مطالعهی این پارت کمتر از ۲۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
فخری
2به به عجب پارت طولانی و جذابی واقعا نویسنده لایقی هستی ملیکا جون با همین فرمون برو که موفقی خسته نباشی عزیزم قلم بسیار بسیار بی نظیرت مانا🙏❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
۳ ماه پیشنفس
2فوق العاده زیبا جذاب دلنشین مرسی عزیزم خسته نباشی
۳ ماه پیشماهرخ
2فوق العاده بود سرمه خیلی عاقله خیلی پارت جذابی بود خداقوت عزیزم
۳ ماه پیشفرشته
2شاهکار بود😍❤️ واقعا شاهکاری بی نظیر بود😍❤️ خدا قوت بانو جانم، خیلی ممنونم❤️
۳ ماه پیشبنظرم
3ببین پشم برام نموند این پارت و خوندم واقعا میگم واقعا سرمه ادم عاقلیه(من همونی هستم که پارت های قبلی کامت گذاشتم دارم به عاقل بودن سرمه شک میکنم و نباید سیمین رو مقصر بدونه)
۳ ماه پیشبنظرم
3بابا دستمریزاد ملیکا جون پخت و پز کردی، الحق که لقب نویسنده لایقته
۳ ماه پیشعاطی
2یک لیوان آب به این بچه ندادند..شاهان حواست کجاست😉
۳ ماه پیشمرضیه
3دمت گرم دختر شاهکاربود💖
۴ ماه پیشآیدا
3عجب حرفهای قشنگ و به حقی بود
۴ ماه پیشمینا
3واییی منم اخرای پارت های های داشتم گریه میکردم خیلی تاثیر گذار بود
۴ ماه پیشالی
3خیلی خیلی خوب بود.حالا حالا ها دوست دارم از سرمه چیز یاد بگیرم.چقد خوبه که آدما همو ببخشن و کنار هم باشند.دیگه از نسرین که بدتر نیستیم
۴ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

ستاره
1عالیی این همه هیجان یه جا ندیدم واقعا 🥰🥰این هفته پارت نداشتیم بی صبرانه منتظرم