شیپور فرشته به قلم ملیکا کمانی
پارت هشتاد :
- سرمه خوبی؟!
خوب بودم که اینطور کف دستم عرق کرده بود؟ خوب بودم که حالت تهوع امانم را بریده بود؟ خوب بودم که رعشه در تمام اندامهایم حس میشد؟!
- آره خوبم!
شاهان دست یخم را از روی پایم برداشت و زیر دست خود روی دنده گذاشت.
- میخوای نریم سرمه؟!
علیرغم لرزشی که در صدایم افتاده بود، سعی کردم استحکام به کلامم ببخشم.
- نه، لطفاً سریعتر هم برو، همینجوریش با این ترافیک ک
مطالعهی این پارت کمتر از ۲۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
فخری
0به به عجب پارت طولانی و جذابی واقعا نویسنده لایقی هستی ملیکا جون با همین فرمون برو که موفقی خسته نباشی عزیزم قلم بسیار بسیار بی نظیرت مانا🙏❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
۲ ماه پیشنفس
0فوق العاده زیبا جذاب دلنشین مرسی عزیزم خسته نباشی
۲ ماه پیشماهرخ
0فوق العاده بود سرمه خیلی عاقله خیلی پارت جذابی بود خداقوت عزیزم
۲ ماه پیشفرشته
0شاهکار بود😍❤️ واقعا شاهکاری بی نظیر بود😍❤️ خدا قوت بانو جانم، خیلی ممنونم❤️
۲ ماه پیشبنظرم
2ببین پشم برام نموند این پارت و خوندم واقعا میگم واقعا سرمه ادم عاقلیه(من همونی هستم که پارت های قبلی کامت گذاشتم دارم به عاقل بودن سرمه شک میکنم و نباید سیمین رو مقصر بدونه)
۲ ماه پیشبنظرم
2بابا دستمریزاد ملیکا جون پخت و پز کردی، الحق که لقب نویسنده لایقته
۲ ماه پیشعاطی
1یک لیوان آب به این بچه ندادند..شاهان حواست کجاست😉
۲ ماه پیشمرضیه
2دمت گرم دختر شاهکاربود💖
۲ ماه پیشآیدا
2عجب حرفهای قشنگ و به حقی بود
۲ ماه پیشمینا
2واییی منم اخرای پارت های های داشتم گریه میکردم خیلی تاثیر گذار بود
۲ ماه پیشالی
2خیلی خیلی خوب بود.حالا حالا ها دوست دارم از سرمه چیز یاد بگیرم.چقد خوبه که آدما همو ببخشن و کنار هم باشند.دیگه از نسرین که بدتر نیستیم
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

ستاره
0عالیی این همه هیجان یه جا ندیدم واقعا 🥰🥰این هفته پارت نداشتیم بی صبرانه منتظرم