زخمه ی خلقان به قلم لیلا مرادی
پارت دویست و چهارده :
امیرعلی که برای جلوگیری از تابش مستقیم آفتاب یک دستش را به شکل سایهبان روی پیشانیاش گذاشته بود، با سقلمهای که یاسر به او زد، چشم از کنکاش دور و اطرافش برداشت و به سمت صدا چرخید. مردی خوشقامت با هیکلی ورزشکاری که عضلات برجستهاش از روی لباس قیریرنگش نمایان بود، با قدمهایی بلند و محکم طوری که اقتدارش را به رخ میکشید، فاصلهی باقیماندهی میانشان را طی کرد و مقابلشان ایستا
لطفا صبر کنید...

زهرا z
0خسته نباشی نویسنده توانا قلمت مانا