راز قلبم به قلم سارا بایمانی
پارت بیست و هفتم :
«من 15سالگی کچل کردم... این موها رو به یادگاری نگه داشتم. از خونه زدم بیرون تا عین آدم زندگی کنم. چند ماهی با لباس پسرونه ول گشتم. شیشهی ماشین شستم، کفش واکس زدم، تو سرما تو خیابون خوابیدم. بارون و برف عذابم داد، نگاههای مردم آتیشم زد... تا با خلیل آشنا شدم. بردم تو یه خونهی گرم. اگه کرایهام میداد، حداقل یه سری معتادِ عملی نبودن... آدمحسابی بودن!»
پشتش را به من کرد. شانههایش از شد
لطفا صبر کنید...
