پارت سی و یک :

انسان؟!
مگه این حیوون از انسانیت بویی هم برده بود؟
همچنان جلوی درب خشکم زده بود و مغزم از صادر کردن هرگونه دستوری، عاجز بود.
مهراب که متوجه تردید و تعللم شده بود، نچی کرد و گفت:
- گفتم که قول می‌دم! از چی می‌ترسی دیگه؟
چرا فکر می‌کرد ازش می‌ترسم؟ یعنی خب می‌ترسیدم واقعاً. اَه! گوه توش.
چرا نمی‌تونستم روی خودم مسلط باشم؟
به دیوار چسبیدم و با اخم و جدیت به چهره‌ی سر

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پدرجون در رمان آشوب پدرجون
تصویر شخصیت همتا در رمان آشوب همتا
تصویر شخصیت مهام و مهتا در رمان آشوب مهام و مهتا
تصویر شخصیت عرفان در رمان آشوب عرفان
تصویر شخصیت آشوب در رمان آشوب آشوب
تصویر شخصیت مهراب در رمان آشوب مهراب
تصویر شخصیت آنیل در رمان آشوب آنیل
تصویر شخصیت سیاوش در رمان آشوب سیاوش
تصویر شخصیت الهام در رمان آشوب الهام
تصویر شخصیت ارغوان در رمان آشوب ارغوان
تصویر شخصیت مادرجون در رمان آشوب مادرجون
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • معصومه

    0

    وای خدا لعنتت کنه مهراب، خدا ازت نگذره😭

    ۳ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    دیدی چیکار کرد با آشوب💔💔

    ۳ هفته پیش
  • نگار

    0

    جای آشوب بود از اول سیلی بهش بعد آنقدر میزدمش تا دلم خنک بشه وای آنقدر حرص خوردم کهیر زدم آشوب یدونه بزن بهش تا نتونه باشه آخ چقدر من حرص خوردم💙💙

    ۴ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    چقدر منی🫠😂

    ۴ هفته پیش
  • دیانا

    0

    نه. نه. مهراب نباید انقدر عوضی باشه

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    متأسفانه هست🥲💔

    ۲ ماه پیش
  • دیانا

    0

    متاسفانه🥲😔

    ۲ ماه پیش
  • برفین

    0

    حدیثثثثثثثثثثثثث چرا مهراب شخصبت چندش رمان نشون میدی این بچه خیلی مظلومه فقط یک بی شرفه تو رو خداااااااااا با اشوب ازدواج کنه

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    کجاش مظلومه برفین :(

    ۲ ماه پیش
  • نسترن

    0

    مهراب چه عوضیه نکبت

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    هعیش🤦🏻

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه ❤️

    1

    مهراب عوضی نذاشت پنج دقیقه از حرفم بگذره گودزیلای بی شاخ و دم 😅🥴

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    😂🫠

    ۳ ماه پیش
  • نفس

    0

    وای چه هیجانی بریم پارت بعد

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    ♥️☺️

    ۳ ماه پیش
  • فن پگاه و پوریا

    0

    واییییییییییی، مخرابکثافت عوضی متنفرم ازتتتتتتتتتت ، الهی بمیری الهی کلا نیست و نابود بشی آشغاللللل ، نههه حدیث تو رو جدت همچین کاری رو نکن با آشوب نابود میشه به خداا😱😱😱😱

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    نابود نمی‌شه...یکمی قراره افت روحیه پیدا کنه ولی بزودی بلند می‌شه از جاش

    ۳ ماه پیش
  • فن پگاه و پوریا

    0

    واقعا نمیدونم ، نمیدونم چطور میتونید از مهراب خوشتون بیاد، این آدم کلااااااا عوضی و نجس هستبعد شما دوستش دارید داد!!!!!!!... وای خدا رد دادم دیگه🤦 ♀️🤦 ♀️🤦 ♀️🤦 ♀️🤦 ♀️😱😱😱

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    درسته ولی خب...بنظرم کاسه‌ای زیر نیم کاسه‌ست

    ۳ ماه پیش
  • سارا

    0

    هی با خودم گفتم الانه که یه بلایی سر مهراب بیاره یچی بکوبه سرش مثل قضیه خونش ولی نشد خب 😖موفق باشی 💚

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    بله متاسفانه اتفاقی افتاد که نباید می‌افتاد

    ۳ ماه پیش
  • هستتییییی

    0

    وای حدیث وای اخه *** چی بود این وسط 😭

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    تازه شروع ماجراست..

    ۳ ماه پیش
  • 🤍فاطمه🤍

    0

    فقط جوری که تویه پارت همه عصبانی شدن و مهراب رو تا دار بردن 🤣🤣🤣😂😂البته خودم جزوشونم ولی سعی میکنم عصبانی نشم آشوب یکی از دخترای نویسندمونه هواشو داره 🫠🌌

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    منم دیگه کاری نمی‌تونم بکنم 😂:)

    ۳ ماه پیش
  • برفین

    0

    فقط میتونم بگم مهراب برو بمیر ... بیشعور ببین آخر کاری نکردی دخترم سکته کنه ... 🥺

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    پارت بعدی مطالعه بشه🥲

    ۳ ماه پیش
  • نیلو

    0

    به نظرم همون طور که مهراب گفت میخواد از طریق این کارش اعتبار آشوب توی دادگاه رو از بین ببره

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    بله، هدفش نابود کردن آشوبه از بیخ

    ۳ ماه پیش
  • نیلو

    0

    با آخر این پارت از مهراب چندشم شد😫

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    🥲😂

    ۳ ماه پیش
کپی شد!