آشوب به قلم حدیث بلیار
پارت سی :
دیگه از حفظ بودم منبع این نالهها رو.
ورودش مساوی بود با بلند شدن صدای این نالههای خوفناک و عجیب.
نالههایی که همراه بود با یه موزیک ترسناک و ریتمی ترسناکتر توی ذهنم...!
سعی میکردم توی اون موقعیت خوفناک خودم رو نبازم، درحالی که چهارستون بدنم به رعشه افتاده بود و به معنای واقعی کلمه؛ مُردم و مردم و مردم!
تا اینکه پنجره با صدای محکمی بسته شد و سوزی که کل اتاق رو دربرگرفته
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

حدیث بلیار | نویسنده رمان
خودشم خندید 😂
۳ هفته پیشنگار
0وایی این آهنگ اسمش چیه خیلی باحاله بابا دمت گرم وقتی تو این فاز های ترسناک رمان هستیم این آهنگی که میزاری هیجانی رو بیشتر می کنه عاشقتم حدیث جونم💙💙
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
اگر خواستید تو کانال ارسالش میکنم آهنگ رو ❤️
۴ هفته پیشنگار
0من چنل رو بیان رو دارند اگه میشه اونجا ارسالش کن مرسی ازت💙💙
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
عزیزم تو کانال رو*بیکا جوین بدید. اونجا احتمالاً آهنگ رو بذارم: @etela_hadisbelyar
۴ هفته پیشنگار
0خوبه مهراب خودش هم می دونه مثل انسان نمیتونه حرف بزنه😄💙💙
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
🤣🤣👌🏻
۴ هفته پیشبرفین
1به نظرم مهراب و اشوب عاشق هم میشن ولی مهراب میمیره(دور از جونش کسی که از بچم بدش میاد بمیره به جز اشوب) بعد عرفان با اشوب ازدواج میکنه ولی همیشه عاشق مهراب میمونه(این چه چرت و پرتیه دارم تلاوت میکنم؟)
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
احساس میکنم آشوب هیچوقت نمیتونه عاشق کسی بشه که به حریم خصوصیش دست درازی کرده..
۲ ماه پیشدیانا
0حریم خصوصیش؟؟
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
آره عزیزم
۲ ماه پیشدیانا
0هوففف ای بابا. خیلی بد شد😔
۲ ماه پیشبرفین
0خدارو شکر مهراب دلقکه یکم منو میخندونه الان اشتباهه من فن مهراب شدم🙄
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
کاملاً اشتباه 🫠😂عرفان چشه بچهم؟ رو اون کراش بزنید
۲ ماه پیشنسترن
0مثل انسان حرف بزنیم😂😂
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
😂خودشم خندید جالب اینجاست
۳ ماه پیشفاطمه ❤️
1چرا این پارت از مهراب خوشم اومد ؟؟!🤭شاید چون مثل انسان میخواد حرف بزنه😁
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
شاید پارت بعدی پشیمون بشی
۳ ماه پیشفاطمه ❤️
1دقیقا همین الان اون پارت ابراز پشیمونی کردم😑
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
شاید توی پارتهای بعدی بازم پشیمون بشی🙂😂
۳ ماه پیشفاطمه ❤️
1فک کنم دمدمی مزاج بشم هی نظرم تغییر کنه😅🤭
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
عیب نداره یکم که گذشت احساس ثابت پیدا میکنی 😉
۳ ماه پیشدختر صحرا
0مهراب سگ برم بزنمش
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
با زدن حل میشه؟😂
۳ ماه پیشSara
0مهراب نچسببب اصلاازت خوشم نمیاد😮🙃
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
فعلاً پنجاه پنجاهه اوضاع محبوبیت و منفوریت مهراب😂
۳ ماه پیشSara
0دقیقاااا😂😂😂
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
🤣🙂
۳ ماه پیشفن پگاه و پوریا
0حدیثثثثث ای تو روحت دخترررررر قلبم اومد تو پاچَم ، ساعت ۱ شب دارم رمان با اهنگ ترسناک میخونم. این آهنگ دیگه چیهههههه😱😮 💨😮 💨😮 💨
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
🤣🤣خب قطعش میکردی
۳ ماه پیشفن پگاه و پوریا
0مگه تو انسانیییییی اخه ، نه میخوام بدونم اخهههه توی عو.... انسانیییی که بخوای مثل انسان حرف بزنی 😤😤😤
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
والاااا🤣🤣حتی خودشم خندهاش گرفت
۳ ماه پیشبرفین
0مهراب بی شعور ... دخترم سکته می کنه آلان خو ...🥺
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
آشوب قراره بمیره از لحاظ روحی💔
۳ ماه پیشفن پگاه و پوریا
0یا خداااااااا ، خو اگه آشوب از لحاظ روحی بمیره که خیلیییییی ترسناک میشههه😱😱 چرا حس میکنم قراره آشوب به یه ورژن غیر قابل توصیف تبدیل بشه 🤔🤔😱
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
ببینیم چی میشه ☺️
۳ ماه پیشمحرابی
0مردک مودی ودیوانه. جیگرو درد، جیگرو مرض چندش. ممنون حدیث جان منتظر پارت های بعدی هستم
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
🤣👏🏻👏🏻
۳ ماه پیشزن حدیث
0ایییییی خواهر با کراشم درست صحبت کن😕
۳ ماه پیشمحرابی
0آخه بهترازاین نبود که رو این موجی کراش زدی عزیزمن. موفق باشی با این کراشت😉
۳ ماه پیشزن حدیث
0چه میدونستم یه متجاوزه ولی عجیب تر از اینم هست که بیشتر ازش خوشم میاد؟ 🙄
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
صبور باشید😉
۳ ماه پیشرها
0یا خداااا این دیگه کیه عزیزم سه پارت هدیه منتظریماااا
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
نیم ساعت دیگه ارسال میشه عسیسم
۳ ماه پیشرها
0مرسی عزیزمممم
۳ ماه پیشسرو
0مرسی گلم عالی بود منتظر مذاکرات انسانیشون هستم
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
فعکر نکنم
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

معصومه
0چقدرم تو انسانی آخه مهراب😏