راز قلبم به قلم سارا بایمانی
پارت ده :
#حامی
ضربه آرامی به در زدم و وارد اتاق شدم. رها گوشه اتاق، روی لبهی تخت کز کرده بود. برای اینکه احساس امنیت بیشتری کند، از او فاصله گرفتم؛ به گوشهی دیگر اتاق رفتم و همانجا روی زمین نشستم.
نگاه مردد و پر از اضطرابش را روی خودم حس میکر ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...
