راز قلبم به قلم سارا بایمانی
پارت نهم :
دنیا برایم ایستاد. صدای باران و باد در گوشم خفه شد. با ناباوری چند دقیقه به او خیره ماندم. کلمات حسام مثل خنجری زهرآگین به غرور و اعتقاداتم خورده بود. چشمانم را از شدت خشم و استیصال بستم و سرم را پایین انداختم. تمام بدنم میلرزید. وقتی دوباره چشم باز ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...
