پارت ده :

شب را خاکسترِ ماهِ دل‌سوخته چنین تیره و تارتر کرده بود. که ابرها هنوز نم‌نم می‌گریستند و از غمِ دلتنگیِ ماه این اشک‌های باران نام گرفته پایان نمی‌گرفتند. عطرِ باران چسبیده به تنِ خاکی که ردِ کفش‌های مشکی و مردانه‌ای بر تیرگی‌اش مُهر می‌کوفتند. میانِ ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!