بالانس به قلم معصومه ابدالی
پارت یازده :
دستی از تنهی درخت جدا کرد و بر سطحِ خاک کشید. سردیاش سوز شد و پیچکِ درد را دورِ استخوانهای رو به انفجارش پیچید. انگار که سرمای زمستان امانت مانده بود در دلِ این خاک... . دستی مشت کرد و لابهلای انگشتانش قدری از این خاک را جای داد. از سوزِ چشمانش پلکی زد و همچنان خیره به این قبرِ بینام و نشان فاتحهی این ملاقات را خواند:
- حالا آروم بخواب؛ این بزرگترین تاوانیه که میتونی ازم پس
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

معصومه ابدالی | نویسنده رمان
لاوِ من و ببین چجوری قصد کرده من و به غش بندازه😭🤍
۱ ماه پیشمهدیه
0وای ولی رامین خیلی رومخههههه، نویسنده ی عزیزم تبحر شگفت انگیزی تو ساختن شخصیتایی داره که عینهو یه مشت مورچه رو مخ آدم راه میرن😭😂
۱ ماه پیش
معصومه ابدالی | نویسنده رمان
قشنگ معلومه چقدر زخمیت کردم😂
۱ ماه پیشمهدیه
0واقعا نیاز داشتم تخریب لاله رو بعد از تخریبای باشکوه حافظ و نوا ببینم که خوشبختانه رامین دست بکار شد🙄😂
۱ ماه پیش
معصومه ابدالی | نویسنده رمان
یه جا رامین به کار اومد🤝
۱ ماه پیشمهدیه
0اینکه رامین میشینه از تربیت برای لاله حرف میزنه و تازه مدعی میشه پنج سالگیش تربیتش کرده باعث میشه به بیداری خودم شک کنم😔😂 نکنه خوابم؟ رامین و تربیت شبیه ترکیب آش رشته و نوتلاعه😔😂
۱ ماه پیش
معصومه ابدالی | نویسنده رمان
وای این عالی بود😂😂😂
۱ ماه پیشمهدیه
0ولی یچیزی.. رامینم مشکوک گفت ازم دور نیست، نکنه این جدی جدی بو بکشه و بفهمه؟ وای خدا واقعا نمیتونم رامین و تحمل کنم، صبر منو با این مرتیکه امتحان نکن لاااااو😭😂
۱ ماه پیش
معصومه ابدالی | نویسنده رمان
عشقم خیلی زود داری از بودنش گله میکنی، من هنوز باهاش کار دارم🙄😂
۱ ماه پیشمهدیه
0آره جون خودت، پیگیری و پیداشم میکنی، مودم واقعا مود حافظ بود با اون پوزخند و حتماااااا😒😂
۱ ماه پیش
معصومه ابدالی | نویسنده رمان
کشتهی ارادتت به رامینم😔😂💅
۱ ماه پیشزهرا
0فقط جمله حافظ اره حتماً معنی اینو میده که برو کشکت و بساب پیری😂😂😂😂
۲ ماه پیش
معصومه ابدالی | نویسنده رمان
اونم از ارادت بیش از حدش به رامینه😂
۲ ماه پیششباهنگ
0حافظ مگه با رامین مشکل نداره ؟ چرا عروسشو کشته پس ؟
۲ ماه پیش
معصومه ابدالی | نویسنده رمان
اینکه چرا از اون شروع کرده هم بهش میرسیم.🍃
۲ ماه پیششباهنگ
0جالب شد . 😇🐒
۲ ماه پیش
معصومه ابدالی | نویسنده رمان
🙄😂🍃
۲ ماه پیشPar7va7neh
0امکان داره پسر رامین که میشه همسر رها چیزی از کارای پدرش فهمیده و سکوت کرده باشه ؟
۲ ماه پیش
معصومه ابدالی | نویسنده رمان
اتفاقا کاراکترِ بعدی که وارد میشه، همونه؛ حرفِ خوبی زدی، ممکنه!
۲ ماه پیشالی
0لاله هم چه رومخه مثل بچه کوچولو ها میاد چغلی می کنه🙄
۲ ماه پیش
معصومه ابدالی | نویسنده رمان
شخصیت رواعصابی داره😂🍃
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

مهدیه
0و البته مهارت فضایی و کهکشانی تو ساخت شخصیتای کراشی مثل حاااااافظ😭✨ راستش و بگو خانم ابدالی.. چه سحر و جادویی توی معجون شخصیت سازیت بکار میبری که این ابرکراشارو خلق کنی؟ بعد از هنری و هامین حالا حافظ قراره منو بیشتر از قبل با بخت کویرم دشمن کنه😭😂