لاوین ماه زادهی نور به قلم لیدا صبوری
پارت بیست و چهارم :
اما هنوز قدمی برنداشته بودم که صدایی آشنا در جا میخکوبم کرد!
- 《کجی کوردستان تو چاوایی؟!》 یعنی دختر کُرد حالت چطوره؟!
صدای نام آشنای ژیوار بود؛ سر چرخاندم و دیدمش؛ لب استخر ایستاده بود و قامت رشید و سایه ی بلندش بروی آب زلال می رقصید!
لبخندم جان گرفت و سمتش رفتم و او هم چند قدم باقیمانده را پر کرد و دست کوچکم در آغوش دست بزرگ و گرمش گم شد!
سلام؛ شما کجا و اینجا کجا؟!
واقعا سÙ
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۴۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
رها
1عالی بود این پارت بیست از بیست 👍👍👍👍
۴ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
عزیزممممم😍❤️
۴ ماه پیشمیم
1ژیوار یعنی واقعا عموشونه،شاید عموی واقعی نباشه،چون دوست باباشونه اینطوری میگن 🤔
۵ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
حدسش رو به خودتون میسپارم برام بنویس قشنگم می خوام ببینم از دیدگاه خواننده ها ژیوار کی میتونه باشه 💋😉
۵ ماه پیشمیم
1ناپدری؟ یعنی مادرش جدا شده و با رحیم ازدواج کرده ؟اصلا مادرش کجاست،دربارش چیزی نگفتین؟🤔🙏🏻
۵ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
عزیزمممم اگه اسپویل کنم که لذت خوندن از بین میره
۵ ماه پیشخجسته
3وااااااایییی لطفا پارت هدیه. خیلی جای حساسی تموم شد😥
۵ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
ای جونه دلم روحیه گرفتم حتما میزارم پارت هدیه رو 😘
۵ ماه پیشخجسته
0مرسیییییییییییی 😍❤️
۵ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
💋💖🙏
۵ ماه پیشHoda
1از الان برای پارت جدید اضطراب دارم یه پارت هدیه هم بزارید اگه ممکنههه✍️🥹🥹🥹🥹🥹🥹گناه دالللللمممم
۵ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
آدرنالین برای مغز خوبه قشنگم 💋😉💖
۵ ماه پیشHoda
1نویسنده جانم پارت جدید لطفاااااااااا 🙏🙏🙏🙏🙏
۵ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
بروی چشمممم
۵ ماه پیشنیلوفر
1ژیوارم افتاد تو درد سر یعنی لاوین همه رو به جون هم انداختی الان عشقشه عموشه همش شد معما!!!!!! بی صبرانه منتظرم ببینم چی میشه کارتون حرف نداره لیدا جون
۵ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
قدر دان حضورتونم اونقدر انرژی هاتون بالاست روحیه گرفتم 😘
۵ ماه پیشنیلوفر
2داره سهیل رو می اندازه تو هچل مأمورا بیان ببرنش بدون درگیری به نفعش تموم میشه
۵ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
ممکنه می خواد فقط بترسونه
۵ ماه پیشنسیم
2اولَلَ پس اق ژیوار عموی لاوینه خب ادامش جالبه 😍💛🖤
۵ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
😎👍
۵ ماه پیشزهرا
2پس ناپدری داشته یعنی مامانش اول زن رحیم بوده بعد با باباش عروسی کرده؟ اون بهش *** کرده؟؟؟؟؟؟
۵ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
اسپویل کنم عشقم؟ یکم صبر کنید 💖😊
۵ ماه پیشزهرا
1بی نظیر بود چند بار و چندین بار پارت آخرو خوندم دستت طلا لیدا جون
۵ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
من از حضورتون ممنونم گلم
۵ ماه پیشتلما
3ببخشید اگه ژیوار عاشقشه چرا همو بغل کردن؟ نویسنده ی عزیز پارت هدیه میزارید؟🤒🤒🤒🥲🥲🥲🥲🥲
۵ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
بابد صبور باشید آسه آسه جلو میریم 😉
۵ ماه پیشHoda
3عاشقتم لیدا جون قلمت خواب از سر میپرونه دیشب آریا اومده بود خوابم گفتم برو من ژیوارو می خوامممم🥰😘
۵ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
منم عاشق شما خواننده های عشق و پایه ام 😘😘😘
۵ ماه پیشHoda
2نفسم گرفت اووف آخرش می دونستم اینطوری میشه ژیوارم افتاد وسط معرکه 😱😱😱😱
۵ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
عزیزممممم💖
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

طوبی
2رمانتون آدم جذب میکنه تا اینجا بی توقف خوندم مرسی