اگر باران ببارد به قلم ویدا چراغیان
پارت صد و چهل و پنجم :
برای خارج شدن از مرز نیاز به حمایت داشت و این حمایت هم مالی بود و هم امنیتی. در موقعیتی نبود که با برداشت از حساب شرکت به راحتی بلیطی تهیه کند و آبرومندانه از کشور خارج شود. لااقل نه تا وقتی که پلیس پیگیر پرونده ی هولدینگ و مدیرانش بود و با هر تراکنش مسیر پول را ردیابی میکرد. و نه تا وقتی تکلیف ایرج معلوم نبود.
با خودش که غریبه نبود بعد از تمام اقداماتی که علیه ایرج کرده بود، دلش نه تنها
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
