پارت چهارصد و بیست و هشتم :

دقایق غم‌انگیز غروب با رسیدن مزدک، مهدیار و رامی به بیمارستان طی شد تا بستری شدن او پیش چشمان سرخ مهدیار که پشت شیشه‌ی اتاق مشتی به خنکای آن چسبانده و چانه‌اش را به مشتش و ساکت بود مانند مزدک که با نگرانی راهرو را با قدم‌هایش متر می‌کرد. غروب طی شد با آمدن رازان به بیمارستان و بال زدنش سوی رامی. جان کندند تا دقایق پر استرس غروب را گذراندند، جان کندند تا از اخطار مرگبار پزشک بابت قلب بی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • دریا

    3

    یه چیزی که متوجه شدم اینکه رامی و مزدک بیشتر میخوره خواهر و برادر باشند تا مزدک و رازان...جفتشون با کارای ایرج از پدر داشتن محروم شدند،مادر هردوشون رو ایرج کشت،فقط به خاطر عشقی که داشتن(مزدک به رامی و رامی به مهدیار)به زندگی امیدوارم شدند،جفتشون سر عشقشون پایدار و در نهایت توی عشق ناکام😔🥀💔

    ۲ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    این دونفر واقعا سرنوشت مشابه داشتن..

    ۲ ماه پیش
  • دریا

    3

    کسری به این نگاه نکرد که خودش هم بیشتر از مزدک مقصره...خودش با اینکه از حال مزدک خبر داشت ولی دستی دستی شیرین رو که عاشقش بود رو انداخت تو دام مزدک...ولی داره الان انتقامش رو از یه آدم بی گناه میگیره🫠

    ۲ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    انداختن تقصیر گردن بقیه برای امثال کسری خیلی آسونه متاسفانه..

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    توی رمان رامدخت گاهی اوقات برام رومخ بود و حتی بعضی وقتا ازش بدمم میومد؛ و میتونم بگم هنوزم روی مخمه...ولی میتونم بگم بی گناه ترین و مظلوم ترین شخصیت رمانه که از همه به هر نحوی اسیب دیده...و اصلا دوست ندارم اتفاقی براش بیوفته.

    ۲ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    منم دوست ندارم، تا ببینیم سرنوشت این بچه چی میشه..

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    چرا رامدخت نگفت؟چرا نمیگه؟بخاطر اینکه حس زندگی نداره؟وای خدای من...

    ۲ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    اگه بگه هم هیچ کاری از دستشون برنمیاد..

    ۲ ماه پیش
  • افسون

    0

    باز خوبه مهدیه جون فکر کردی زجر کشش نکنی عزیزم یکدفعه میره چون دیگهامیدی نداره پدرش مرد و خانواده ای نداره با عشق مهدیار تو قلبش که بازهم خودش یه دختر عاشقی قاتل میبینه دردش کم نیست مزدک هم همینطور دست و پا زد ولی فقط متوقع ایرج و کسری نرم نرم نمیرن

    ۲ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    واقعا رامی دیگه هیچ امیدی نداره، الان دقیقا جایی ایستاده که مزدک هست..

    ۲ ماه پیش
  • نیا

    3

    فقط یه راه داره رامی زنده و سالم بمونه.سم رو قلبش اثر بزاره و هدفش مرگ رامی باشه اما در همون حین پیوند قلب انجام بشه.فقط همین میتونه نجاتش بده.

    ۲ ماه پیش
  • Nil

    2

    یعنی اگه به قلبش بزنه دیگه برای مغز و اندام های دیگه آسیب زا نیست؟؟😭

    ۲ ماه پیش
  • نیا

    1

    اخه گفت دوراهه.یا این یا اون.فکر کنم وقتی مرگ انتخاب بشه دیگه اسیب به اندام های داخلی نمیرسونه.خوش شانس باشیم مرگ انتخاب بشه و همراه با اون پیوند قلب

    ۲ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    درسته؛ این سم کلا کشنده‌ست و مدت زمان تأثیرش 24 ساعته، بیشترین اثرش رو قلبه و فقط یه درصد احتمال داره آسیب به مغز برسه.

    ۲ ماه پیش
  • نیا

    0

    کاش رو قلبش اثر بزاره به شرط اینکه همزمان پیوند انجام بشه و قلب جدید بیاد.لطفاااااا

    ۲ ماه پیش
  • Nil

    2

    اون دیگه چه سم مهلکیه😐 یعنی میمیره یا دیوونه میشه؟؟ دیگه زیادی چرخ فلک به نفع ایرج و کسری میچرخه!

    ۲ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    سم باعث دیوونگیش نمیشه؛ به قولی برمیگرده به حالت صفر کیلومترِ بچگی، تموم چیزایی که عنوان کرد واسش مشکل میشه، ذهنش سفیدِ سفید و درست مثل یه بچه میشه که به مراقبت و تر و خشک نیاز داره.

    ۲ ماه پیش
  • نیا

    1

    مهدیه رامدخت و مهدیار بیگناه ترین بودن و تو داری زیادی اذیتشون میکنی.مهدیههههههههه

    ۲ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    اینهمه بهشون خوشی دادم حالا یه اذیتی هم بشه تنوع

    ۲ ماه پیش
  • ...

    0

    چقدر سختی کشیده رامی که سم یجورایی بهش ارامش اینو داد که دیگه قرار نیست سختی بکشه

    ۲ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    این لحظه خیلی شبیه یه تولد دوباره‌ست..!

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه ❤️

    2

    مهدیه چطوری دلت میاد آخه با احساساتمون بازی می کنی اگه رامدخت چیزیش بشه این سه تا چی میشن داغون میشم🥺😭💔

    ۲ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    واقعا نابود میشن اینا..

    ۲ ماه پیش
  • دریا

    3

    قلب رامی تا همین جاش هم مردونگی کرده که طاقت آورده💔

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    خواسته و عاشقانه ی دردناکی بود🫠مهدیه یه اهنگ بی کلام بزار روش

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    کاش پیوند قلب انجام بده..ولی با قلب کی؟

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    وااییی نههه...وای کسری خدا لعنتت کنههه

    ۲ ماه پیش
  • تیسراتیل

    1

    الان اگه رامدخت بمیره یا دیونه بشه باور کنید دیگه شوکه نمیشم بسکه اتفاقات جور واجور افتاد سِر شدم 🙂💕.

    ۲ ماه پیش
کپی شد!