نپنتی به قلم آزاده دریکوندی
پارت هفتاد و ششم :
دکتر گفته بود باید ذهن کودکم را مرحله به مرحله حاضر کنم تا با خبر ازدواجم راحتتر کنار بیاید.
دختر کوچولوی من حتی از معنای جدایی، طلاق و زندگی مشترک هم درک درستی نداشت.
اسما برای کمک آمده بود. هر چند نیامدنش بهتر بود...
بیخودی کلی ظرف توی سینک انباشته کرد و آشپزی پیش نمیرفت!
خاله سوزان قول داده بود توی خانهی خودش کیک و کوکی برایم بپزد و مامان صبح خیلی زود سالاد درست کرده بو
مطالعهی این پارت حدودا ۱۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۲۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
Asal
0چرا همه جا باید رد نشون معشوقه های سابق این خان ما باشه. داداش کارنامه اش بسیار بسیار درخشان الحمدالله. چه آموزشگاهی ام رفتن. امیدوارم رابطه دلوین و سورن خوب بشه
۵ روز پیشبنفش علی
0آخ دنیز اکه بفهمی خاله مریم هم دوس دختر سورن خان بوده🤦 ♀️😂خدا سایه این دوس دخترای سورنو کم کنه ایشالا
۳ ماه پیشبنفش علی
0تو زندگیم همیشه اسما بودم🥲💔😂
۳ ماه پیششادان
9کاش سازمان از ما هم سفارش قبول میکرد ..اسم این مریم و سامیار رو هم رد میکردیم. پولش رو هم میزدیم به حساب خان .
۴ ماه پیشPrya
4عااالی بوداا🤣🤌
۴ ماه پیشستا
6اگه قبول میکرد اول اسم معلمای ریاضیم رو میدادم بعد اسم مخترع کنکور در ایران
۴ ماه پیشSogi
0مدیر سازمان سنجش و آموزش پرورش😂😔
۴ ماه پیشSogi
0فکر کردم فقط منم که حس کردم این مریمی که مربی آموزشگاهه همون مریمعلی خودمونه😭😂سورنو باش چه شاخکاشو به کار انداخت وقتی اسم مریمو شنید😒
۴ ماه پیشSogi
1استرس کنکور و نهایی✖️استرس پارتای عقب افتاده✔️
۴ ماه پیشParvaneh
0شب پر ستاره رمز میکائیل و نقاشی مریم😕💔
۴ ماه پیشسهیل۲۹
3چه مقدمه ی خوبی..میگم اون مریم و ازموزشگاه نقاشی همون مریمه نیست؟ 😂😂 دیگه نور علی نور میشه اگه دنیز ببینتش و بفهمه
۴ ماه پیششبنم
1عالی بود ممنونم مخصوصاً عاشق دلوینم قلمت مانا ثانیه به ثانیه اش لمس وحس میشه وبا قلب وروح امیخته میشه ممنونم
۴ ماه پیشمحیا
1عالی بود خسته نباشی 💜 💜
۴ ماه پیشRoghayyeh
10سورن همایونفر داره برات اسب پشت دیوار میکشه لطفا مثل ننه سیمات قیافه نگیر دلوین جونم
۴ ماه پیشPrya
7وای اره حس میکنم این اخلاقش به اون رفته😂
۴ ماه پیشRoghayyeh
1کاش یکم شبیه رعنا بیوتی میشد دوتایی باهم مخ سورن رو میخوردن😂
۴ ماه پیشمها
1حتما بخون عزیزم حتما حتمااا
۴ ماه پیشMia
6من دو رمان قبلی رو نخوندم ویه چیزی خیلی جالبه برام اونایی که دو جلد قبلی رو خوندن خیلی خوب شخصیت ها رو میشناسن و انگار با اونا از روزی که به دنیا اومدن زندگی کردن:)🤍 واسه همین حتما تابستون دو جلد اول رو هم میخونم🥹❤️
۴ ماه پیش•مریم•
3نیاز دارم آزاده جون برام یک شوهر پیدا کنه😂🤣
۴ ماه پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
الان فقط یه دونه کیارش دارم ته انبار
۴ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Asal
0آزاده قشنگم مرسی بابت پارت های خیلی خیلی قشنگی که نوشتی ممنون عزیزجان 🤩❤️😍