پارت بیست و یک :

نفسم در سینه حبس شد. زمان ایستاد. صدای تیک‌تاک ساعت دیواری که تا آن لحظه روی اعصابم راه می‌رفت، محو شد. نور بی‌رحم لامپ بالای سرم دیگر آزاردهنده نبود؛ همه‌چیز در مه غلیظی از ناباوری فرو رفت.
«چرا نوازنده‌ی خاموش!» این اسم را بریده‌بریده زمزمه کردم. صدایی که از گلویم خارج شد، مال خودم نبود. صدای مردی بود که در حال غرق شدن است. این همان اسمی بود که چند شب پیش، درست قبل از آنکه آن مرد غر

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!