پارت بیست :

«بیا فعلاً در مورد یه چیز دیگه صحبت کنیم.»
از این تغییر مسیر ناگهانی جا خوردم. انتظار داشتم دوباره از آن پارچه‌ی لعنتی بپرسد، از آن سیاهیِ حافظه‌ی من، از آن فریادها. اما او، انگار که صفحه‌ی یک کتاب را ورق زده باشد، مسیر بازجویی را عوض کرد. پوشه را کنار گذاشت، دستانش را روی میز در هم قفل کرد و به جلو خم شد.
«خوب. به نظرت چه اتفاقی افتاده؟»
نفس عمیقی کشیدم. هوا سنگین بود. بوی ماده‌

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️