دومینوی سیاه به قلم فرگل حسینی
پارت صد و هفتم :
****
نگاهم رو بالا کشیدم ،در اتاقم باز بود و لوکا رو میان چهار چوب در دیدم.
در حالی که شانهاش را به در تکیه داده بود ،گفت:
_میشه بیام داخل ؟
سرم رو به نشانه مثبت تکان دادم و اون آروم به سمت من قدم برداشت.
چند لحظه بعد تخت تکان ریزی خورد.اون بافاصله کنارم نشست.
_حالت خوبه؟
نگاهم رو به سمتش سوق دادم.صورتش پر از کنجکاوی بود اما تنها چیزی که گفت،پرسیدن حالم بود.
برای لحظÙ

لطفا صبر کنید...

زهرا
0فرگل من پارت بعدی رو میخوام😭