بانو دخت به قلم ساناز لرکی
پارت صد و سی :
رشید هنوز تیغ نکشیده بود که عمارتِ فرداد در میانِ غباری از مه و اضطراب بیدار شد. صبحانهای در کار نبود؛ لقمهای نان و پنیر که گلو را میزد و چایی که نیامده، از دهن افتاد. نریمان عصبی بود و من، کلافهتر از او. وقتی از راهرویِ طبقه بالا میگذشتیم، چشمانم به اتاقِ فرداد افتاد. در نیمهباز بود و آرمان، مثلِ سایهای مزاحم، لبهی تخت نشسته بود.
فرداد به هوش بود، اما نگاهش... آن نگاهی که د
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۲۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
زهرا
0امیدوارم جا به جاش نکرده باشند. دوست ندارم رخساره محدود بشه به عروس مطیع قوام
۴ ماه پیشNegar
0واقعا رخساره خیلی قویه، دمش گرم
۴ ماه پیشممنون
0در معنای واقعی روحم شاد شد
۴ ماه پیشفاطمه
0ای کاش امشب کل پارتارو میزاشتی ساناز بانو🧡
۴ ماه پیش
ساناز لرکی | نویسنده رمان
این گره رو تا باز شدنش گذاشتم عزیزم فقط کامنت و لایک و حمایت فراموش نشه
۴ ماه پیشباران
0ممنونم قشنگم که منتظرمون نمیزاری، خیلی گلی
۴ ماه پیشPARNIA
0نریمان تو این وضعیت رخساره و ببینه سکته میزنه:)))
۴ ماه پیشفاطمه
0ساناز یه پارت هدیه🧡سانازی یه پارت هدیه
۴ ماه پیش
ساناز لرکی | نویسنده رمان
تا ۱۳۵گذاشتم
۴ ماه پیشن س
0با قلم توانا کنجکاوی با یک پارت و دو پارت حل نمی شه
۴ ماه پیش
ساناز لرکی | نویسنده رمان
حلش کردم
۴ ماه پیشفاطمه زهرا
0رخساره میتونه...بایددد بتونه!
۴ ماه پیشفاطمه زهرا
0نریمان داداش بصبررررر
۴ ماه پیشپرنیا
0کاش این رمان رو کامل شده میخوندم 😫
۴ ماه پیشپرنیا
0وای ازین لحظه ای که پشت اون دیوار معلوم بشه 😬😬نریمان دیدن داره
۴ ماه پیشپرنیا
0تو میتونی دختر کوهستان، تو راز اون عمارت رو کشف میکنی💪💪
۴ ماه پیشاکرم بانو
2هرچی میخونم باز دلم بیشتر میخواد،ساناز جون قلمت جوریه ک ادم سیر نمیشه...
۴ ماه پیشم..
0بیشتر وسوسه میشه
۴ ماه پیشم..
0یاد استرس شوت سوباسا افتادم که نمی دانستیم آخرش گل میشه یا نه آخرش این زن پیدا می کنن یا نه🥲
۴ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

سیتا
0ت رو خداااا پیداش کن رخساره دیگ شیت شدم