پارت دوازده :

آن مرد نوازنده‌ی بی‌دست، همان‌جا بود. اشتباه نمی‌دیدم. روی صندلی نشسته بود، گیتار را روی پاهایش گذاشته بود اما…از آرنج به پایین، هیچ دستی وجود نداشت. هر دو بازویش، به شکلی تمیز و بی‌نقص، قطع شده بودند! نه خونی بود، نه بانداژی، فقط دو انتهای بریده شده که انگار از اول وجود نداشته‌اند. چطور ممکن بود؟ اصلا چطور می‌توانست با دست‌های قطع شده، گیتار بزند؟
چند ثانیه عین برق‌زده‌ها فق

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!