پارت یازده :

لحن آرام حامد باعث شد کمی آرام‌تر شوم. در عرض چند ثانیه به حالت عادی برگشتم و چشم گرداندم سمتش که داشت قاشق را در دهانش می‌گذاشت:
- ولی بیا این بار رو به حرف ما گوش بده. به حرف من و دکتر جلالی. مطمئن باش ضرر نمی‌کنی رعنا خانوم.
لحنش کمی شوخ بود، اما در پس آن شوخی، التماسی پنهان بود. باز هم سعی کردم جدی باشم و گارد دفاعی‌ام را حفظ کنم، اما در مقابل نگرانی مردانه‌اش و آن لبخند خاصش که

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!