پارت یازده :

لحن آرام حامد باعث شد کمی آرام‌تر شوم. در عرض چند ثانیه به حالت عادی برگشتم و چشم گرداندم سمتش که داشت قاشق را در دهانش می‌گذاشت:
- ولی بیا این بار رو به حرف ما گوش بده. به حرف من و دکتر جلالی. مطمئن باش ضرر نمی‌کنی رعنا خانوم.
لحنش کمی شوخ بود، اما در پس آن شوخی، التماسی پنهان بود. باز هم سعی کردم جدی باشم و گارد دفاعی‌ام را حفظ کنم، اما در مقابل نگرانی مردانه‌اش و آن لبخند خاصش که Ø

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️