پارت نود :

فصل یازدهم: تسبیح عاشق پیرسینگ می‌شود.

چشمانم را که باز کردم، سردرد سنگینی به من خوش‌آمد گفت. صبح شده بود. اولین چیزی که دیدم صورت فرو رفته ی سویل در بالش سفید و دهان نیمه بازش بود. و آن لکه ی آب دهانی که روی روکش گلدوزی شده ی بالش پخش شده بود. موهایش را از توی صورتش کنار زدم. غرق خواب بود. چرخی زدم و یاسر را بالای سرمان دیدم که در حال شنا رفتن است. دستم را به سرم گرفتم و چند تار مویی که

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • نری

    0

    به قول دوسم والو بعید نیس هفت خبیس باشه ولی شاید هم امیرحسین

    ۳ هفته پیش
  • فاطمه

    1

    سودا چه کردی . سر کله هفت پیدا شد😬

    ۳ هفته پیش
کپی شد!